دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۶

مولوی
بیگانه شوی ز صحبت بیگانه بشنو سخن راست از این دیوانه
صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور گر زانکه جدا کنی ز اینان خانه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به اهمیت خلوت‌گزینی و دوری از معاشرت‌های بیهوده اشاره دارد. شاعر با لحنی متفاوت، مخاطب را دعوت می‌کند تا از هیاهوی اهل دنیا فاصله بگیرد و به ندای درونیِ حقیقت‌جو گوش فرا دهد.

تمثیل زنبور عسل در این اشعار، نشان‌دهنده ظرفیتِ دلِ انسان برای ذخیره شیرینیِ معرفت است، به شرط آنکه خانه دل از اغیار تهی گردد.

معنای روان

بیگانه شوی ز صحبت بیگانه بشنو سخن راست از این دیوانه

اگر از هم‌نشینی و گفتگو با افراد ناآگاه و بیگانه از حقیقت پرهیز کنی، آن‌گاه شایستگی آن را خواهی داشت که سخن راست و حقیقی را از زبان این دیوانه‌ای که از بند عقل مصلحت‌اندیش رها شده است، بشنوی.

نکته ادبی: واژه بیگانه در هر دو بارِ تکرار، به کسانی اشاره دارد که از مسیر حقیقت و سلوک روحانی به دور هستند.

صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور گر زانکه جدا کنی ز اینان خانه

تو نیز همچون زنبور عسل، اگر خانه دل و فکر خود را از وابستگی به این نااهلان پاک و جدا کنی، می‌توانی شهد شیرین معرفت و معنویت را در وجود خویش انباشته و به کمال برسی.

نکته ادبی: خانه در اینجا به مفهوم استعاریِ دل یا کانونِ درونیِ انسان است که با کناره‌گیری از غیر، آماده پذیرش حقایق می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تمثیل صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور

تشبیه دل انسان به زنبور که با کناره‌گیری از هیاهو، شهدِ جان و معرفت جمع می‌کند.

پارادوکس سخن راست از این دیوانه

جمع شدن صفت دیوانگی با گوینده‌ای که قصد ابراز حقیقت و سخن راست را دارد، نوعی تضاد کنایی برای جلب توجه است.