دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۱۰

مولوی
ای سرو ز قامت تو قد دزدیده گل پیش رخ تو پیرهن بدریده
بردار یکی آینه از بهر خدای تا همچو خودی شنیده ای یا دیده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی بی‌همتای معشوق سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، معشوق را برترین مظهر زیبایی می‌داند که حتی زیباترین نمادهای خلقت در برابر او احساس شرم و ناتوانی می‌کنند.

لحن کلام، آمیزه‌ای از حیرت و ستایش است. شاعر معشوق را به دیدن تصویر خود در آینه فرا می‌خواند تا دریابد که زیبایی او چنان یگانه است که در عالم، همتایی برای آن نه دیده شده و نه شنیده شده است.

معنای روان

ای سرو ز قامت تو قد دزدیده گل پیش رخ تو پیرهن بدریده

ای محبوب، قد و بالای تو چنان موزون و بلند است که درخت سرو در برابر آن احساس حقارت کرده و قامت خود را گویی از تو وام گرفته است؛ گل نیز با دیدن لطافت چهره‌ات، از شرمِ ناتوانی در رقابت با زیبایی تو، گریبان خود را چاک داده است.

نکته ادبی: سرو استعاره از قد و قامت بلند است. پیرهن دریدن کنایه از اوج شرمساری و تسلیم در برابر زیبایی است.

بردار یکی آینه از بهر خدای تا همچو خودی شنیده ای یا دیده

ترا به خدا سوگند می‌دهم که آینه‌ای در دست گیر و به تماشای خود بنشین، تا خود دریابی که آیا تا به حال در جایی دیده‌ای یا شنیده‌ای که کسی به زیبایی تو در جهان وجود داشته باشد؟

نکته ادبی: به‌هر خدای عبارتی برای قسم دادن یا تأکید است. همچو خودی به معنای کسی شبیه به خویش است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) سرو ز قامت تو قد دزدیده

شاعر به درخت سرو که موجودی بی‌جان است، ویژگی انسانیِ دزدی و تقلید نسبت داده است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) گل پیش رخ تو پیرهن بدریده

گل به انسانی تشبیه شده که از شدت شرم، لباس خود را می‌درد.

اغراق سرو ز قامت تو قد دزدیده

شاعر با اغراقِ بسیار، زیبایی معشوق را بالاتر از تمام زیبایی‌های طبیعت می‌داند.

استعاره سرو

استعاره از قد و قامت بلند.