دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹

مولوی
ای روز الست ملک و دولت رانده وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
چون روشنی روز در آی از در من بین گردن من بسوی در کژ مانده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تبلور اشتیاقی عارفانه و عمیق برای وصال به ساحت حضرت دوست است که با تکیه بر پیمان ازلی و توحید خالصانه بیان شده است.

شاعر در فضایی سرشار از انتظار و امید، از معبود می‌خواهد که همچون نور، تیرگی‌های وجودش را بزداید و بر دلِ مشتاق او تجلی یابد.

معنای روان

ای روز الست ملک و دولت رانده وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده

ای معبودی که از روزگار پیمان نخستین (عالم ذر) بر هستی فرمانروایی می‌کنی.

نکته ادبی: روز الست تلمیحی به آیه ۱۷۲ سوره اعراف است که به عهد میان خداوند و بندگان اشاره دارد.

چون روشنی روز در آی از در من بین گردن من بسوی در کژ مانده

و بندگانت تو را به یکتایی و کمالِ وجود (مانند سوره توحید) می‌ستایند.

نکته ادبی: قل هو الله کنایه از ذات اقدس الهی و توحید خالص است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح روز الست

اشاره به عهد و پیمان ازلی خداوند با بندگان در عالم ذر.

تلمیح قل هو الله

ارجاع به سوره مبارکه توحید که نمادِ عالی‌ترین مراتب یکتاپرستی است.

تشبیه چون روشنی روز

مانند کردنِ حضورِ معشوق به تابشِ نورِ روز که نمادِ هدایت و روشنایی‌بخشی است.

کنایه گردن کژ مانده

کنایه از حالت انتظارِ مشتاقانه و چشم‌به‌راه بودنِ عاشق.