دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸

مولوی
ای دوست مرا دمدمه بسیار مده کاین دمدمه می خورد ز من هر که و مه
جان و سر تو که دم کنم پیش تو زه کز دمدمهٔ گرم کنم آب کرده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بازتاب‌دهنده گلایه‌ای صمیمانه و در عین حال جدی از سوی شاعر خطاب به دوستی است که با سخنان بی‌پایه، تحریک‌آمیز و وسوسه‌انگیز، آرامش روانی او را سلب کرده است. شاعر با اشاره به تأثیر مخرب این‌گونه گفتار بر همگان، از دوست خود می‌خواهد که از این رویه دست بردارد.

در بخش دوم، شاعر با سوگند یاد کردن به جان و سر مخاطب، بر صداقت و جدیت خود در بیان گلایه‌ها تأکید می‌کند و وضعیت درونی‌اش را که در اثر حرارتِ این سخنانِ وسوسه‌انگیز، تحلیل رفته و گداخته شده است، به تصویر می‌کشد.

معنای روان

ای دوست مرا دمدمه بسیار مده کاین دمدمه می خورد ز من هر که و مه

ای دوست، دیگر با من از سخنان پوچ، وسوسه‌انگیز و تحریک‌آمیز حرف نزن؛ چرا که این نوع گفتارِ بیهوده، همه‌ی مردم، از بزرگ و کوچک را به رنج می‌اندازد و انرژی آن‌ها را تحلیل می‌برد.

نکته ادبی: واژه «دمدمه» در ادبیات به معنای وسوسه و سخنِ تحریک‌کننده است. ترکیب «هر که و مه» اصطلاحی کنایی به معنای همه‌ی طبقات اجتماعی است.

جان و سر تو که دم کنم پیش تو زه کز دمدمهٔ گرم کنم آب کرده

به جان و سر تو سوگند یاد می‌کنم که من حرف دل و نیت خود را صادقانه پیش تو خواهم گفت، چرا که حرارتِ ناشی از سخنان وسوسه‌انگیز و پیاپی تو، چنان بر من اثر گذاشته که گویی مرا از بی‌تابی آب کرده است.

نکته ادبی: عبارت «دم کردن» در اینجا به معنایِ سخن گفتن و نَفَس کشیدن است. «آب کردن» در اینجا استعاره از ذوب شدنِ صبر و آرامش در برابر هجمه‌ی کلامی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه هر که و مه

اشاره به عمومِ مردم اعم از فرودست و فرادست.

استعاره آب کرده

توصیفِ ذوب شدن و از پای درآمدنِ روحی در برابر فشارهای کلامی.

ایهام دم

دارای ایهام بین معانیِ «نَفَس»، «لحظه» و همچنین «سخن و کلام».