دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۳

مولوی
ای بی ادبانه من ز تو نالیده غیرت بشنیده گوش من مالیده
جایی بروم ناله کن دزدیده آنجا که نه دل بوی برد نی دیده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگر احوال عاشقی است که دردمندی و ناله‌های خود را در پیشگاه معشوق، نوعی بی‌ادبی می‌داند. او از فشار نیروی غیبی یا همان «غیرت» که همچون ناظری سخت‌گیر، بر شکوه و ناله او چیره شده و او را تادیب می‌کند، سخن می‌گوید.

شاعر در پی رسیدن به مقامی است که در آن، بتواند ناله‌های پنهانی خود را به دور از نگاه و آگاهی دیگران یا حتی ادراک عقلی (دل) ابراز کند. این جست‌وجو برای یافتن خلوتگاهی است که در آن سِرِّ میان عاشق و معشوق فاش نشود و از نظارتِ مانع‌تراشِ غیر در امان بماند.

معنای روان

ای بی ادبانه من ز تو نالیده غیرت بشنیده گوش من مالیده

من به سبب دوری از تو ناله‌هایی سر دادم که گویی دور از آداب عاشقی بود؛ پس از آن، نیروی «غیرت» (حضور نگهبان الهی) صدای مرا شنید و گوشم را به سختی کشید و تادیب کرد.

نکته ادبی: «گوش مالیدن» کنایه‌ای کهن برای تنبیه کردن است و «غیرت» در اینجا نه به معنای حسادت انسانی، بلکه به معنای سِرِّ الهی است که مانع از برملا شدنِ رازِ عشق می‌شود.

جایی بروم ناله کن دزدیده آنجا که نه دل بوی برد نی دیده

حالا می‌خواهم به جایی بروم که بتوانم دزدانه و پنهانی ناله کنم؛ جایی که نه عقل و اندیشه (دل) از آن بویی ببرد و نه چشمِ هیچ ناظری آن را ببیند.

نکته ادبی: «دزدیده» در اینجا قیدِ حالت به معنای پنهانی است و عبارت «نه دل بوی برد» کنایه از غیاب کاملِ هرگونه آگاهی و مشاهده‌ی بیرونی در آن ساحتِ خلوت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه گوش مالیدن

به معنای تنبیه کردن و تادیب کردن شخص.

تشخیص غیرت بشنیده

نسبت دادن صفت شنیدن به مفهوم انتزاعی «غیرت» که آن را به یک ناظرِ زنده و فعال تبدیل کرده است.

کنایه بوی بردن دل

کنایه از آگاهی یافتن، فهمیدن و درک کردنِ چیزی.