دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۰۱

مولوی
ای پارسی و تازی تو پوشیده جان دیده قدح شراب نانوشیده
دریا باید ز فضل حق جوشیده پیدا باید کفایت کوشیده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش شخصیت آگاه و وارسته‌ای می‌پردازد که فراتر از دانش‌های ظاهری زبان‌های مختلف، با چشم جان به حقایق هستی نگریسته است. شاعر در این قطعه، انسان کامل را کسی می‌داند که بی‌آنکه در پیِ مستی‌های دنیوی باشد، جانش از سرچشمه فیض الهی سیراب شده و در مسیر کمال با شایستگی گام برمی‌دارد.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی عرفانی و تعلیمی است که در آن، دانشِ اکتسابی تنها در صورتی ارزشمند است که با شهود قلبی و کوششِ در راه حق همراه باشد.

معنای روان

ای پارسی و تازی تو پوشیده جان دیده قدح شراب نانوشیده

ای کسی که به علوم و زبان‌های پارسی و تازی مسلط هستی، جان تو بدون اینکه به دامِ شراب دنیوی و هوس‌های ظاهری بیفتد، حقیقت را به چشم دیده است.

نکته ادبی: تعبیرِ جان دیده استعاره‌ای است برای اشاره به بصیرتِ قلبی و نانوشیده کنایه از پاکی از آلودگی‌های دنیوی است.

دریا باید ز فضل حق جوشیده پیدا باید کفایت کوشیده

وجودِ عارف باید همچون دریایی باشد که از فضل و عنایتِ خداوند در خروش است و باید با تکیه بر شایستگی و تلاش، در مسیرِ حق گام نهاد.

نکته ادبی: فعلِ جوشیده در اینجا دلالت بر جوششِ فیض و کفایت کوشیده دلالت بر لزومِ همت و کارآمدی در مسیر سلوک دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تناسب پارسی و تازی

اشاره به گستره دانشِ فرد که همه علوم زمانه را دربرگرفته است.

استعاره دریا

نمادِ سعه‌صدر، عظمت و جوششِ فیضِ الهی در وجودِ انسانِ کامل.

کنایه قدح شراب نانوشیده

کنایه از دوری از غفلت و مستی‌های دنیوی و حفظِ هوشیاری در طریقِ حقیقت.