دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸

مولوی
ای کان العباد ما اهواه ما یذکرنا فکیف ما ینساه
قدر ان به القلوب والافواه قد احسن لا اله الا الله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیفِ رابطه میان عاشق و معبود می‌پردازد؛ رابطه‌ای که در آن هرچند عاشق در نگاهِ ظاهر، از جانب معشوق مورد توجه قرار نمی‌گیرد، اما اشتیاق و یادِ او چنان در جانش ریشه دوانده که فراموشی‌اش محال است.

بخش دوم کلام، بر اهمیتِ ذکرِ توحید و حقیقتِ نهاییِ هستی تأکید دارد و آن را میراثی مقدر برای زبان‌ها و جان‌های پاک برمی‌شمارد تا انسان با تکرارِ آن، به آرامشِ ابدی دست یابد.

معنای روان

ای کان العباد ما اهواه ما یذکرنا فکیف ما ینساه

هر آنچه که بندگان بدان دلبسته‌اند، محبوبِ من است. با اینکه او ما را به یاد نمی‌آورد، اما چگونه ممکن است که من او را از خاطر ببرم؟

نکته ادبی: استفاده از پرسشِ انکاری در «کیف ما ینساه» برای نشان دادنِ استحاله و غیرممکن بودنِ فراموشیِ معشوق توسط عاشق به کار رفته است.

قدر ان به القلوب والافواه قد احسن لا اله الا الله

او این حقیقت را برای قلب‌ها و زبان‌ها مقدر فرمود. چه نیکوست و چه شایسته است که ذکرِ «خدایی جز الله نیست» را بر زبان جاری کنیم.

نکته ادبی: واژه «قدر» در اینجا به معنای تقدیر و مشیت الهی است و «لا اله الا الله» به عنوان کلمه طیبه، اصلی‌ترین رکن ایمان و توحید شناخته می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تضاد ما یذکرنا فکیف ما ینساه

تقابل میانِ عدمِ توجهِ محبوب به عاشق و وفاداریِ عاشق به معشوق.

تلمیح لا اله الا الله

اشاره مستقیم به کلمه طیبه توحید که در ادبیات عرفانی، برترین ذکر و مایه نجات آدمی است.