دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۹۶

مولوی
از دیدهٔ کژ دلبر رعنا را چه وز بدنامی عاشق شیدا را چه
ما در ره عشق چست و چالاک شویم ور زانکه خری لنگ شود ما را چه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر بر بی‌اعتنایی سالکِ راه حقیقت به قضاوت‌های کوته‌بینانه‌ی مردم و ناملایمات مادی تأکید دارد. هدف اصلی، بیان این نکته است که عاشقِ حقیقی، چنان در راه معشوق محو و شتابان است که نه نقدِ بدخواهان در زیباییِ معشوق خدشه‌ای وارد می‌کند و نه از دست دادنِ ابزارهای مادی و تن، او را در مسیرِ کمال باز می‌دارد.

فضا و لحن این اشعار، سرشار از اعتماد به نفسِ عارفانه، رهایی از قید و بندهای اعتباریِ دنیا و شوری است که سالک را فراتر از نگاهِ تنگ‌نظران و موانعِ جسمانی می‌برد.

معنای روان

از دیدهٔ کژ دلبر رعنا را چه وز بدنامی عاشق شیدا را چه

اگر فردی با نگاهِ منحرف و کوته‌بین، زیباییِ دلبرِ بلندقامت و رعنا را درک نمی‌کند، این نقصِ دیدِ اوست و به زیباییِ معشوق آسیبی نمی‌رساند؛ همچنین برای عاشقی که دیوانه‌وار دلباخته است، رسوایی و بدنامی در نزدِ مردم، هیچ اهمیت و معنایی ندارد.

نکته ادبی: دیدهٔ کژ به معنای نگاهِ آلوده به غرض و کوته‌بین است. در این بیت، ساختار پرسشی (را چه) به معنای نفی است؛ یعنی آن امور هیچ تأثیری بر دلبر و عاشق ندارند.

ما در ره عشق چست و چالاک شویم ور زانکه خری لنگ شود ما را چه

ما در مسیرِ معنویِ عشق، با سرعت و چالاکی حرکت می‌کنیم و به راه خود ادامه می‌دهیم؛ حال اگر در این میانه، خر ما (که کنایه از جسمِ ضعیف یا اسبابِ مادیِ زندگی است) لنگ شود و از حرکت بازماند، ما را چه غم؟ ما کارِ خود را پیش می‌بریم.

نکته ادبی: خر لنگ تمثیلی از تعلقاتِ مادی، ابزارهای دنیوی یا حتی جسمِ ناتوان است که مانعِ حرکتِ سالک می‌شود؛ شاعر می‌گوید این موانعِ ناچیز نباید سد راهِ سالک شوند.

آرایه‌های ادبی

پرسش انکاری (استفهام انکاری) را چه

پرسش‌هایی که شاعر مطرح می‌کند، برای دریافت پاسخ نیست؛ بلکه برای تأکید بر بی‌اهمیت بودنِ نگاهِ دیگران و موانعِ دنیوی است.

تمثیل و کنایه خر لنگ

استعاره‌ای برای توصیفِ تعلقاتِ مادی، ابزارِ ناکارآمدِ دنیوی یا جسمِ خاکی که در مسیرِ عشق، سرعتِ عاشق را می‌گیرد.