دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۹۵
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این اشعار بر پایه جهانبینی عرفانی سروده شدهاند و بیانگر این نکتهاند که هستی، نیستی، شادی و غم انسان، همگی جلوههایی از ذات بیهمتای حقتعالی هستند و هیچ چیز از دایره وجود او خارج نیست.
شاعر با زبانی صریح به نکوهش غفلت و ناآگاهی انسان میپردازد و معتقد است اگر چشم دل انسان به نور معرفت روشن شود، در خواهد یافت که تمامی وجود او سرشار از حضور پروردگار است.
معنای روان
او که هستی و نیستی توست، تماماً از آن اوست؛ مایه اصلی تمام شادیها و غمهای تو نیز به حقیقت، تنها اوست.
نکته ادبی: تکرار واژه «همه» در پایان مصراعها (ردیف) به عنوان تأکید بر فراگیری حضور معشوق در تمامی مراتب وجود به کار رفته است.
تو چشم بصیرت و دیدن او را نداری، وگرنه اگر آن چشم را داشتی، میدیدی که از فرق سر تا نوک پا، سراسر وجودت پر از حضور اوست.
نکته ادبی: «ورنی» مخفف «و اگر نه» است که در متون کلاسیک فارسی برای ایجاد اختصار و پیوستگی موسیقیایی به کار میرود.
آرایههای ادبی
تقابل هستی و نیستی برای نشان دادن شمولِ مطلقِ پروردگار در تمامی احوال انسان.
استعاره از نداشتن بصیرت قلبی و آگاهی شهودی برای درک حقیقت هستی.
تکرار عبارات پایانی برای تأکید بر این معنا که حقیقتِ امور تنها یک مبدأ دارد.