دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۶

مولوی
مستم ز دو لعل شکرت ای مه رو پستم ز قد صنوبرت ای مه رو
رویم چو زر است در غم سیم برت از دست مده تو این زرت ای مه رو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عاشقانه و وصف زیبایی‌های ظاهری معشوق است. در این اثر، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کلاسیک، تأثیر عمیق جلوه‌های ظاهری محبوب بر روح و جسم عاشق را ترسیم می‌کند.

مفهوم محوری این سروده، تسلیم و افتادگی عاشق در برابر زیبایی معشوق است که منجر به رنج هجران و زردی چهره او شده است؛ عاشقی که با وجود درد فراق، از معشوق می‌خواهد که پیوند و توجه خود را از او دریغ نکند.

معنای روان

مستم ز دو لعل شکرت ای مه رو پستم ز قد صنوبرت ای مه رو

ای زیباچهره‌ای که چون ماه می‌درخشی، من از نوشیدن شهد لبان سرخ و شیرین تو مست و بی‌خود شده‌ام و از دیدن قامت بلند و موزون تو که چون درخت صنوبر است، خود را در برابرت خوار و کوچک می‌بینم.

نکته ادبی: واژه «لعل» استعاره از لب‌های سرخ و «شکر» صفتِ شیرینی آن است. «قد صنوبر» نیز تشبیهی است برای بیان زیبایی و بلندی قامت که در ادب فارسی پرکاربرد است.

رویم چو زر است در غم سیم برت از دست مده تو این زرت ای مه رو

در اندوه دوری از تو که بدنی سپید و درخشان داری، چهره‌ام همچون طلا زرد و رنگ‌پریده شده است؛ ای محبوب، حال که من این‌گونه از غم تو فرسوده شده‌ام، مرا از خود مبر و این عاشقِ زردروی را از دست مده.

نکته ادبی: «سیم‌بر» کنایه از بدن سپید و درخشان است. واژه «زر» استعاره از چهره زرد و بیمارگونه عاشق در اثر فراق است که با «سیم» در تقابلِ رنگی و معنایی قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه قد صنوبر، رویم چو زر

تشبیه قامت به درخت صنوبر و چهره به طلا (برای نشان دادن زردی رخسار).

استعاره لعل

استفاده از لعل برای اشاره به لب‌های سرخ و گران‌بهای معشوق.

کنایه سیم‌بر

کنایه از زیبایی و سپیدی اندام معشوق.