دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۵

مولوی
مردی یارا که بوی فقر آید از او دانند فقیران که چها زاید از او
ولله که سماء و هرچه در کل سما است یا بند نصیب هرچه میباید از او

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر دو محور اساسیِ عرفانی استوار است؛ نخست جایگاه ویژه «فقرِ معنوی» و فروتنیِ درونی که تنها اهلِ دلی که این مسیر را پیموده‌اند، حقیقتِ آن را درک می‌کنند. در واقع، در این دیدگاه، نشانه و عطرِ بندگیِ خالص، تنها برای کسانی که خود این بندگی را آزموده‌اند، ملموس است.

در بخش دوم، نگاهِ شاعر متوجه پیوند ناگسستنیِ کلِ کائنات با منبعِ هستی است. عالمِ علوی و تمامیِ اجزای آن، نه به خود، بلکه به اراده و خواستِ حضرت حق وابسته هستند و بهره و نصیبِ هر موجودی در پهنه‌ی گیتی، از سرچشمه‌ی لطفِ او تعیین و تقسیم می‌شود.

معنای روان

مردی یارا که بوی فقر آید از او دانند فقیران که چها زاید از او

کسی که از وجودش بوی فقر و فروتنی به مشام می‌رسد، تنها برای دردمندان و سالکانِ راهِ حق شناخته‌شده است؛ چرا که آن‌ها خود این مقام را تجربه کرده‌اند و می‌دانند که از این نیازِ درونی به خداوند، چه کمالات و حقایقِ بزرگی سرچشمه می‌گیرد.

نکته ادبی: «فقر» در سیاق عرفانی به معنای فقرِ الی‌الله (نیازمندیِ محض به خداوند) است که عینِ ثروتِ معنوی است. «زاید» در اینجا به معنای متولد شدن و نشأت گرفتن است.

ولله که سماء و هرچه در کل سما است یا بند نصیب هرچه میباید از او

به نامِ خدا سوگند که آسمان و تمامِ آنچه در گستره‌ی عالمِ بالا قرار دارد، سهم و روزیِ خود را تنها از او می‌طلبند و هر موجودی در هستی، به اندازه‌ی شایستگی و مقدراتش، از خوانِ کرمِ او بهره‌مند می‌گردد.

نکته ادبی: واژه «سما» به معنای آسمان و استعاره از عالمِ ملکوت است. فعل «یابند» (که در متنِ ارسالی به صورت «یا بند» آمده) به معنای به دست آوردن و دریافت کردن است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بوی فقر

اشاره به نشانه‌ها و آثارِ حالتی درونی (فروتنیِ عارفانه) که در ظاهرِ فرد نمایان می‌شود.

تکرار سماء / سما

تکرار برای تأکید بر گستردگی و شمولِ اراده‌ی الهی بر تمامیِ کائنات.

ایهام فقیران

می‌تواند به معنایِ تهیدستان باشد، اما در اینجا منظور عارفان و سالکانی است که فقرِ ظاهری یا درونی را برای رسیدن به حق انتخاب کرده‌اند.