دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۸۳

مولوی
گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو گه بر سر ما نشین چو دستار و مرو
گفتی که چو دل زود روم زود آیم عشوه مده ای دلبر عیار و مرو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تابلویی از اشتیاق و بی‌قراری عاشق است که در اوج نیاز به حضور معشوق، از هر دستاویز و بهانه‌ای برای نگاه داشتن او بهره می‌جوید. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم ملموس و روزمره، استیصال خود را در برابر رفتن و بازگشتن‌های مکرر معشوق به تصویر می‌کشد.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی صمیمانه و در عین حال ملتمسانه است که در آن، عاشق با زبانی دلبرانه، معشوق را از فریب‌کاری و وعده‌های زودگذر برحذر می‌دارد و خواهان ثبات و قرار در پیوند میان خویش و محبوب است.

معنای روان

گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو گه بر سر ما نشین چو دستار و مرو

گاه همچون رازی نهفته در عمقِ جانِ من جای گیر و هرگز از دلم بیرون مرو؛ و گاه مانند دستاری که بر سر می‌بندند، بر سر من بنشین و همیشه همراه من باش و مرا ترک مکن.

نکته ادبی: استفاده از واژه دستار نشان‌دهنده دقت شاعر در انتخاب تصاویر ملموس برای بیان مفهوم نزدیکی و هم‌نشینی است، همچنین تکرار فعل مرو به عنوان ردیف، بر شدت درخواست عاشق تأکید می‌ورزد.

گفتی که چو دل زود روم زود آیم عشوه مده ای دلبر عیار و مرو

به من وعده دادی که همانند تپش قلب که پیوسته می‌رود و بازمی‌گردد، تو نیز زود می‌روی و زود برمی‌گردی؛ ای محبوب فریبنده و حیله‌گر، با این عشوه و وعده‌های توخالی مرا فریب مده و از پیش من نرو.

نکته ادبی: واژه عیار در ادبیات کلاسیک به معنای زیرک، رند و گاه به معنای فریبکار به کار می‌رود که در اینجا به رفتار شیطنت‌آمیز معشوق اشاره دارد و عشوه اشاره به ناز و کرشمه‌ای دارد که مانع از تصمیم قاطع عاشق برای رها کردن معشوق می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) مرو

تکرار فعل مرو در پایان جملات، علاوه بر ایجاد موسیقی گوش‌نواز، بر اضطرار و خواهش عاشق برای ماندن معشوق تأکید می‌کند.

تشبیه چو اسرار / چو دستار

تشبیه حضور معشوق به اسرار (به معنای پنهان و درونی بودن) و دستار (به معنای هم‌نشین و مایه آبرو و زینت)، پیوند عمیق میان عاشق و معشوق را نشان می‌دهد.

تناقض عاطفی زود روم زود آیم

اشاره به وعده‌های متزلزل معشوق که عاشق را میان امید و ناامیدی معلق نگاه می‌دارد.