دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۹

مولوی
گر عاقل و عالمی به عشق ابله شو ور ماه فلک توئی چو خاک ره شو
با نیک و بد و پیر و جوان همره شو فرزین و پیاده باش آنگه شه شو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر بر لزوم فروتنی و شکستن منیت تأکید می‌ورزد. از دیدگاه او، برای رسیدن به قله‌های کمال و درک حقیقت عشق، انسان باید از غرور علمی و جایگاه اجتماعی خود دست بشوید و با روحیه‌ای بی‌ادعا و ساده، همچون کودک، در طریق حقیقت گام بردارد.

همچنین پیام اصلی متن، دعوت به پذیرش همه‌جانبه‌ی انسان‌ها و طی کردن مراتب گوناگون هستی است. همان‌طور که در شطرنج، مهره‌ها جایگاه‌های مختلفی دارند، انسان نیز باید در مسیر رشد، نقش‌های گوناگون را با صبوری تجربه کند تا در نهایت به پادشاهی حقیقی روح و کمال وجود دست یابد.

معنای روان

گر عاقل و عالمی به عشق ابله شو ور ماه فلک توئی چو خاک ره شو

اگر انسانی عاقل و دانشمند هستی، در پیشگاه عشق خود را به سادگی و بی‌آلایشی (ابلهی) بزن و اگر از نظر کمال و مرتبه همچون ماه درخشان آسمان هستی، در برابر معشوق همچون خاک زیر پای رهگذران، فروتن و افتاده باش.

نکته ادبی: تضاد میان عقل و علم با ابلهی، و همچنین ماه با خاک، آرایه‌ای است برای بیان اهمیت فروتنی در مسیر عشق که غرور را نفی می‌کند.

با نیک و بد و پیر و جوان همره شو فرزین و پیاده باش آنگه شه شو

با تمام انسان‌ها، فارغ از نیک و بد بودن یا پیر و جوان بودن، همراه و مدارا کن. در مسیر زندگی و سلوک، باید نقش‌های گوناگون (پیاده و فرزین) را بپذیری و تجربه کنی تا سرانجام به مقام پادشاهی و کمال انسانی برسی.

نکته ادبی: استفاده از اصطلاحات بازی شطرنج (فرزین، پیاده، شه) استعاره‌ای است برای مراحل رشد و تربیت نفس که با پذیرش نقش‌های گوناگون حاصل می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تضاد عاقل و عالمی / ابله؛ ماه فلک / خاک ره

شاعر با کنار هم قرار دادن مفاهیم متضاد، بر لزوم شکستن غرور و خودخواهی ناشی از علم و جایگاه تأکید می‌کند.

مراعات نظیر فرزین و پیاده و شه

اشاره به بازی شطرنج که نشان‌دهنده گذر از مراحل مختلف و مراتب وجودی برای رسیدن به هدف نهایی است.

کنایه خاک ره شو

کنایه از نهایت فروتنی، تواضع و خود را کوچک شمردن در برابر معشوق است.