دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۸

مولوی
گر عاشق عشق ما شدی، ای مه رو بیرون شو ازین شش جهت تو بر تو
در رو تو درین عشق، اگر جویایی در بحر دل آن چه باشی اندر لب جو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت‌نامه‌ای است از جانب معشوق به سوی عاشق، تا از محدودیت‌های دنیای مادی و ابعاد فیزیکیِ هستی (شش جهت) فراتر رود و در دریای بی‌کرانِ عشق الهی غوطه‌ور شود.

شاعر مخاطب را تشویق می‌کند که به جای ماندن در سطح و ظاهرِ قضایا، به عمق حقیقت عشق راه یابد و با رها کردنِ وابستگی‌های دنیوی، خود را به بطنِ دریای بی‌کرانِ دل بسپارد.

معنای روان

گر عاشق عشق ما شدی، ای مه رو بیرون شو ازین شش جهت تو بر تو

باید از تمامی پیچیدگی‌ها و لایه‌های تو در تویِ مادی و تعلقات دنیوی که تو را در بر گرفته است، بیرون بیایی تا به حقیقت راه یابی.

نکته ادبی: تعبیرِ تو بر تو کنایه از غرق شدن در لایه‌های درونی و بیرونیِ عالم ماده است که مانعِ پرواز روح می‌شود.

در رو تو درین عشق، اگر جویایی در بحر دل آن چه باشی اندر لب جو

چرا وقتی می‌توانی به دریای بی‌کرانِ دل و حقیقت دست یابی، خودت را به کنار جویبارِ ناچیز و کم‌عمقِ دنیا و ظواهرِ آن محدود کرده‌ای؟

نکته ادبی: بحر دل استعاره از اعماقِ معرفت و حقیقت وجود است و لب جو استعاره از سطحِ زندگی و ظواهرِ ناپایدارِ دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مه‌رو

مانند کردنِ چهره‌ی مخاطب به ماه که کنایه از زیبایی، کمال و درخششِ اوست.

استعاره شش جهت

نمادی از عالم مادی، ابعاد فیزیکی و محدودیت‌های عالم خلق که مانعِ رسیدن به عالم معناست.

تضاد و استعاره بحر دل و لب جو

تقابل میان حقیقتِ عمیق و متعالی (دریا) با امور سطحی، گذرا و ناچیز (کنار جویبار) برای ترغیبِ عاشق به تعالی.