دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۷

مولوی
گر جمله برفتند نگارا تو مرو ای مونس و غمگسار ما را تو مرو
پرمیکن و می ده و همی خند چو قند ای ساقی خوب عالم آرا تو مرو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر بیانگر پیوندی عمیق و عاشقانه است که در آن، شاعر با لحنی عاجزانه و مشتاقانه از معشوق می‌خواهد که در کنار او بماند. در نگاه شاعر، حضور معشوق تنها مایه تسلی خاطر و معنابخش زندگی است و رفتن او به منزله تنهایی مطلق و پایان شادکامی است.

شاعر با استفاده از فضایی صمیمانه، معشوق را به بزم و شادی دعوت می‌کند. این ابیات، تصویرگر پیوند میان انسان و معشوق (یا ساقیِ جان‌بخش) است که در آن، لبخند و مهرورزیِ معشوق، دنیا را برای عاشق زیبا و دل‌انگیز می‌سازد و رفتن او این زیبایی را از میان می‌برد.

معنای روان

گر جمله برفتند نگارا تو مرو ای مونس و غمگسار ما را تو مرو

اگر همه دنیا مرا ترک کنند و بروند، تو ای نگار زیبا، از کنار من نرو. ای کسی که تنها همدم و تسکین‌دهنده غم‌های منی، تو هرگز مرا تنها مگذار.

نکته ادبی: نگار در اینجا به معنای معشوقی است که زیبایی‌اش چون نقشی بر دل می‌ماند و غمگسار ترکیبی است از غم و گسستن (از بین بردن)، به معنای غم‌زدا.

پرمیکن و می ده و همی خند چو قند ای ساقی خوب عالم آرا تو مرو

پیاله را پر کن و شراب عشق به من بنوشان و همچون قند شیرین بخند. ای ساقی زیبایی که جهان را با حضور خود می‌آرایی، تو از نزد من مرو.

نکته ادبی: عالم‌آرا ترکیبی وصفی است به معنای زینت‌بخش جهان؛ همچنین عبارت خند چو قند علاوه بر تشبیه، تداعی‌گر شیرینی لبخند معشوق و تأثیر آن بر روح عاشق است.

آرایه‌های ادبی

ردیف (تکرار واژه) تو مرو

تکرار عبارت تو مرو در پایان ابیات، تأکید بر استیصال عاشق و شدت التماس او برای ماندن معشوق است.

تشبیه خند چو قند

مانند کردنِ خنده معشوق به شیرینی قند برای نشان دادن حلاوت، دلنشینی و گیرایی لبخند او.

ندا نگارا، ای ساقی

خطاب قرار دادن مستقیم معشوق برای ایجاد فضای صمیمیت و شدت بخشیدن به درخواست عاطفی.