دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۷۲

مولوی
سوگند بدان روی تو و هستی تو گر میدانم نه از تو این پستی تو
مستی و تهی دستیت آورد به من من بندهٔ مستی و تهی دستی تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگرِ اوجِ تسلیم و ارادتِ عاشق به معشوق است. شاعر در این قطعه، رنج و خواریِ خود را نه یک اتفاق ناخوشایند، بلکه مقدّراتی می‌داند که از جانبِ محبوب بر او روا شده است و با سوگند یاد کردن به هستیِ او، این پیوندِ ناگسستنی را تأیید می‌کند.

درونمایه دیگرِ این اشعار، پذیرشِ بی‌قید و شرطِ حالاتِ معشوق است. عاشقِ عارف، نه تنها جمالِ معشوق، بلکه صفاتِ ظاهری و باطنیِ او، حتی اگر به نظرِ عامه مردم به معنای فقر یا ازخودبی‌خودی (مستی و تهی‌دستی) باشد، با جان و دل می‌پذیرد و خود را بنده و مطیعِ همین حالات می‌داند.

معنای روان

سوگند بدان روی تو و هستی تو گر میدانم نه از تو این پستی تو

سوگند به سیمای زیبا و هستی‌بخشِ تو یاد می‌کنم که اگر از دلیلِ این خواری و فرودستیِ خود آگاه باشم، نیک می‌دانم که ریشه‌ی این وضعیت، بی‌گمان از جانبِ تو بر من تحمیل شده است.

نکته ادبی: پستی در اینجا به معنایِ خواری و کوچکی در برابرِ عظمتِ معشوق است و نه به معنایِ رذالت اخلاقی.

مستی و تهی دستیت آورد به من من بندهٔ مستی و تهی دستی تو

مستی و تهی‌دستیِ (رهایی از تعلقاتِ) تو به سراغِ من آمد و من با جان و دل، بنده‌ی همان مستی و فقرِ تو شدم.

نکته ادبی: تهی‌دستی در ادبیات عرفانی نمادِ فقرِ الی‌الله و بی‌نیازی از دو عالم است که در اینجا به عنوان یکی از اوصافِ ستوده معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

سوگند (قسم) سوگند بدان روی تو و هستی تو

استفاده از سوگند برای تأکید بر صدقِ ادعای عاشق و نشان دادنِ تقدسِ محبوب برای او.

تکرار مستی و تهی‌دستی

تکرارِ عبارات برای تأکید بر پذیرشِ تمامِ حالاتِ معشوق و ایجادِ موسیقیِ درونی در کلام.

کنایه تهی‌دستی

اشاره به فقرِ اختیاری و رهایی از تعلقاتِ مادی که در عرفان، مقامی والا محسوب می‌شود.