دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۵۷

مولوی
با نامحرم حدیث اسرار مگو با مردودان حکایت از یار مگو
با مردم اغیار جز اغیار مگو با اشتر خار خوار جز خار مگو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزومِ شناختِ ظرفیت و مرتبه فکری شنونده در هنگامِ ابرازِ سخن تأکید دارند. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیمِ عرفانی و تمثیل، بیان می‌کند که اسرارِ بلندِ معرفتی و حقایقِ والا نباید نزدِ نااهلان بازگو شود، چرا که آنان نه تنها درکِ درستی از این حقایق ندارند، بلکه ممکن است آن را به سخره بگیرند یا بر اثر عدمِ فهم، گمراه شوند.

در واقع، هدفِ شاعر دعوت به حکمت و مصلحت‌اندیشی در گفتار است؛ به این معنا که سخنِ حق، همچون گوهری است که باید در جایِ خود خرج شود و «سخن‌سنجی» مقتضایِ خرد و ادب است. استفاده از تمثیلِ «اشتر خارخوار» نیز بر این نکته تأکید دارد که هر کسی را طعامی متناسب با طبعِ او باید، و نباید حکمت‌هایِ عالی را با طبع‌هایِ پست آلود.

معنای روان

با نامحرم حدیث اسرار مگو با مردودان حکایت از یار مگو

در مصراع اول تأکید شده که رازهایِ پنهانی و حقایقِ قلبی را با کسی که با این عوالم آشنا نیست و شایستگیِ شنیدنِ اسرار را ندارد، بازگو نکن. در مصراع دوم نیز تصریح شده که شرحِ حالِ عشق و صفاتِ محبوبِ حقیقی را با کسانی که به دلیلِ کج‌فهمی یا غفلت از درگاهِ حقیقت رانده شده‌اند، در میان مگذار.

نکته ادبی: نامحرم در سیاقِ عرفانی به معنایِ کسی است که به مقامِ معرفت نرسیده و اسرارِ الهی بر او پوشیده است.

با مردم اغیار جز اغیار مگو با اشتر خار خوار جز خار مگو

در مصراع اول آمده است که با افرادی که از حقیقتِ توحید و معرفت بیگانه (اغیار) هستند، جز از مسائلِ دنیوی و ظاهری (اغیار) سخنی نگو. در مصراع دوم با مثالی ملموس می‌گوید همان‌طور که شتری که خوراکش خارِ بیابان است، از غذایِ لطیفِ انسانی بی‌بهره است و باید با همان خار تغذیه شود، با کسی که فهمش به امورِ سطحی محدود است، نباید از حقایقِ بلند سخن گفت.

نکته ادبی: اشتر خارخوار تمثیلی از نفوسِ بشری است که به مراتبِ پایینِ درکِ حقایق قانع‌اند و کششی به معارفِ عالی ندارند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) نامحرم و یار (در معنایِ عرفانی)

تقابلِ میانِ کسی که شایستگیِ شنیدنِ راز را ندارد با خودِ حقیقتِ مطلق (یار) برای تأکید بر لزومِ رازداری.

تمثیل با اشتر خار خوار جز خار مگو

شبه‌سازیِِ مخاطبِ ناآگاه به شتری که غذایِ پست می‌خورد تا لزومِ هماهنگیِ سطحِ گفتار با سطحِ فهمِ شنونده روشن شود.

مراعات نظیر خار و خارخوار

ایجادِ تناسب میانِ کلمات برایِ افزایشِ موسیقیِ کلام و تقویتِ تصویرِ تمثیلی.