دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۸

مولوی
ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو زین تفرقهٔ خویش چه میخواهی تو
یک لحظه که از حضور غایب مانی آن لحظه بدانکه مشرک راهی تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ضرورتِ حضورِ قلبی و یگانگیِ توجهِ سالکِ راهِ حق تأکید دارند. شاعر به نکوهشِ پراکندگیِ ذهن و سرگرم‌شدن به غیرِ حق می‌پردازد و آن را با مقامِ توحیدِ عملی ناسازگار می‌بیند.

پیامِ محوری این است که رسیدن به حقیقت، نیازمندِ دمی غافل نبودن از یادِ محبوب است. هر لحظه توجه به خود و خواهش‌هایِ نفسانی، نوعی شرکِ پنهان محسوب می‌شود که مانعِ رسیدن به مقصود است.

معنای روان

ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو زین تفرقهٔ خویش چه میخواهی تو

ای دل اگر به این حقیقتِ بزرگ آگاه هستی، پس چرا همچنان در پیِ افکارِ پراکنده و خواسته‌هایِ نفسانیِ خویش هستی و دنبالِ چه می‌گردی؟

نکته ادبی: حدیث در متون عرفانی به معنایِ سخنِ حق و رازِ هستی است و تفرقه مقابلِ جمعیت یا یکپارچگیِ خاطر است.

یک لحظه که از حضور غایب مانی آن لحظه بدانکه مشرک راهی تو

هرگاه حتی یک لحظه از یاد و حضورِ خداوند غافل بمانی، بدان که در همان لحظه به وادیِ شرک قدم نهاده‌ای.

نکته ادبی: مشرک در اینجا استعاره از کسی است که در دلش شریک برای خدا قائل شده (همان تعلقاتِ دنیوی) و از مقامِ توحیدِ خالص فاصله گرفته است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه میخواهی تو

پرسشی که پاسخِ آن منفی است و برای تأکید بر بیهودگیِ خواسته‌هایِ دنیوی به‌کار رفته است.

اصطلاح عرفانی مشرک

این واژه در اینجا معنایِ کلامیِ بت‌پرستی ندارد، بلکه به معنایِ توجهِ به غیرِ خدا و شریک‌انگاریِ نفس در برابرِ حق است.