دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۷

مولوی
ای دل تو بهر خیال مغرور مشو پروانه صفت کشتهٔ هر نور مشو
تا خود بینی تو از خدا مانی دور نزدیکتر آی و از خدا دور مشو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در مقام پندی اخلاقی، قلب انسان را از اسیر شدن در دام پندارهای واهی و دلبستگی به جلوه‌های زودگذر دنیوی بر حذر می‌دارد. شاعر با نگاهی عرفانی، هشدار می‌دهد که غرور و خودبینی، حجابی ضخیم میان انسان و حقیقت مطلق (خداوند) ایجاد می‌کند.

در این فضا، تمثیل پروانه برای بازنمایی سرگشتگی کسانی به کار رفته است که فریب ظواهر را می‌خورند و هستی خود را در راه امور بی‌ارزش فدا می‌کنند. پیام نهایی، دعوت به فروتنی و بازگشت به سوی اصل خویش برای تقرب به درگاه حق است.

معنای روان

ای دل تو بهر خیال مغرور مشو پروانه صفت کشتهٔ هر نور مشو

بیت اول: ای دل، به خاطر خیالات و پندارهای واهی که در سر داری، دچار غرور و خودپسندی مشو. بیت دوم: همچون پروانه نباش که هر نور و روشنایی ظاهری را که می‌بیند، مجذوبش شده و خود را فدای آن می‌کند؛ تو نیز فریب جلوه‌های دنیوی را نخور که سرانجام آن تباهی است.

نکته ادبی: واژه 'خیال' در این متن به معنای پندارهای نادرست و غیرواقعی است. 'پروانه صفت' کنایه از کسی است که بی‌محابا و بدون تفکر، خود را فدای امور گذرا می‌کند.

تا خود بینی تو از خدا مانی دور نزدیکتر آی و از خدا دور مشو

بیت اول: تا زمانی که گرفتار خودبینی و 'منیت' هستی، از درگاه خداوند و حقیقت عالم دور خواهی بود. بیت دوم: از این خودپرستی فاصله بگیر و به سوی حقیقت نزدیک‌تر شو تا دیگر از خداوند دور نمانده و به مقام قرب برسی.

نکته ادبی: تضاد میان 'نزدیک' و 'دور' در این ابیات، بر محوریت حذفِ منیت برای رسیدن به وحدت با خداوند تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه پروانه صفت

تشبیه انسانِ فریب‌خورده به پروانه‌ای که در آتش نور می‌سوزد.

تضاد نزدیکتر و دور

به کارگیری واژگان متضاد برای نشان دادن فاصله میان خودپرستی و مقام قرب الهی.

کنایه مغرور مشو

کنایه از دوری از غفلت و خودپسندی و بازگشت به واقع‌بینی.

نماد نور

در اینجا نور نمادی از جاذبه‌های فریبنده دنیوی است که نه از جنس حقیقت، بلکه سراب است.