دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۵

مولوی
ای در دل من میل و تمنا همه تو واندر سر من مایهٔ سودا همه تو
هرچند بروی کار در مینگرم امروز همه توئی و فردا همه تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف حالتی از یگانگی و غرق‌شدن در معشوق می‌پردازد که در آن تمام زوایای وجودی عاشق، از قلب تا ذهن، از تمناهای درونی تا دغدغه‌های فکری، تنها به یک نقطه معطوف است.

این کلام بازتاب‌دهنده دیدگاهی عارفانه است که در آن معشوق نه تنها مقصدِ آرزوها، بلکه تنها حقیقت جاری در زمان (امروز و فردا) و جهانِ هستی است و هیچ امر دیگری خارج از این دایره، اصالت و اعتبار ندارد.

معنای روان

ای در دل من میل و تمنا همه تو واندر سر من مایهٔ سودا همه تو

ای کسی که تمام میل و آرزوهای قلبم و تمام دغدغه‌ها و شوریدگی‌های ذهنم تنها به تو خلاصه می‌شود.

نکته ادبی: واژه سودا در اینجا به معنای عشق و جنونِ برخاسته از اندیشه است و مایه به معنای بنیاد و اصل به کار رفته است.

هرچند بروی کار در مینگرم امروز همه توئی و فردا همه تو

هرچقدر به وقایع و ظواهر جهان می‌نگرم، درمی‌یابم که در زمان حال و آینده، تنها تو هستی که وجود داری و همه چیز در تو نمود یافته است.

نکته ادبی: عبارت بروی کار نگریستن کنایه از توجه به ظواهر، مسائل جاری و اتفاقات روزمره است.

آرایه‌های ادبی

تکرار و حصر همه تو

تکرار این عبارت در پایان هر مصراع، بر انحصارِ تمامی هستی و توجه شاعر در معشوق تأکید دارد.

تناسب دل و سر

ارتباط معنایی میان مرکز عواطف (دل) و مرکز اندیشه (سر) که تمامیِ ساحتِ وجودی انسان را در بر می‌گیرد.