دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۴

مولوی
ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو زنبیل جهان گدای دریوزهٔ تو
صد سال فلک خدمت خاک تو کند نگزارده باشد حق یکروزهٔ تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی ستایش‌آمیز و در عین حال فلسفی، آسمان و چرخ گردون را به عنوان نمادی از قدرت و عظمت ظاهریِ عالم هستی مخاطب قرار می‌دهد. مضمون اصلی، بیانِ شکوهِ بی‌کرانِ معشوق یا مورد خطاب است که حتی آسمان با آن همه ابهت و تقدیرگری‌اش، در برابر آن همچون گدایی ناتوان جلوه می‌کند.

این کلام، تضاد میان عظمتِ عالمِ بالا و خضوعِ آن در برابرِ جایگاه والایِ مورد خطاب را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که هستیِ وابسته به زمان و مکان، در مقایسه با حقیقتِ والایِ مخاطب، ناچیز و نیازمند است و حتی با عمری طولانی از خدمت‌گزاری، قادر به ادای دِینِ آن نیست.

معنای روان

ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو زنبیل جهان گدای دریوزهٔ تو

ای چرخ گردون که پایه و اساس تو از سنگ گران‌بهای فیروزه ساخته شده، تمام هستی و جهانیان همچون گدایی هستند که دست نیاز به سوی تو دراز کرده و از تو طلب بخشش و عنایت دارند.

نکته ادبی: پیروزه به رنگ آبیِ آسمان اشاره دارد و دریوزه در لغت به معنای گدایی و تکدی‌گری است.

صد سال فلک خدمت خاک تو کند نگزارده باشد حق یکروزهٔ تو

اگر آسمان صد سالِ تمام مانند خدمتکاری در برابر غبارِ پای تو کمر به خدمت ببندد، باز هم نتوانسته است حقِ یک روز از الطاف و جایگاه تو را به‌طور کامل ادا کند.

نکته ادبی: شاعر از مبالغه بهره برده است تا به عظمتِ مقامِ مخاطب و ناتوانیِ چرخ گردون در ادای دین به او تأکید ورزد.

آرایه‌های ادبی

استعاره پایه پیروزه

تشبیه رنگ و جلوه آسمان به سنگ فیروزه که بر شکوه و جلال آن دلالت دارد.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) زنبیل جهان گدای دریوزهٔ تو

جهان به مثابه انسانی گدا تصویر شده است که برای دریافت رزق و روزی از آسمان دست نیاز دراز کرده است.

مبالغه صد سال فلک خدمت خاک تو کند

بزرگ‌نماییِ مدتِ خدمت‌گزاریِ آسمان برای اثباتِ برتریِ مطلقِ مقامِ مخاطب بر کلِ هستی.