دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۳

مولوی
ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو بی جان و جهان هیچ کسی زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر کوتاه و تأمل‌برانگیز، درونمایه‌ای عرفانی و فلسفی دارد که با لحنی جسورانه و پرسشگرانه، به مسئله‌ی تضاد میان کنش انسان و واکنش‌های پروردگار می‌پردازد. شاعر در پیِ شناختِ حقیقتِ مطلق و جایگاه وجودی خود در برابر معشوقِ ازلی است.

در این ابیات، با نوعی دیالکتیک یا گفتگوی چالش‌برانگیز مواجهیم که در آن، مرزهای میان نیک و بد و مفهوم جزا و سزا به شکلی ساختارشکنانه به نقد کشیده می‌شود تا خواننده را به درک عمیق‌تری از پیوند میان خالق و مخلوق وادارد.

معنای روان

ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو بی جان و جهان هیچ کسی زیست بگو

ای روح و حقیقتِ هستی، به من بگو که آیا کسی غیر از تو وجود دارد؟ و بگو که آیا کسی می‌تواند بدونِ تو که جان‌بخشِ تمامِ عالم هستی، به حیات خود ادامه دهد؟

نکته ادبی: «جان جهان» ترکیبی اضافی است که به مقامِ هستی‌بخشِ خداوند اشاره دارد. واژه «زیست» در اینجا به معنایِ اسم مصدرِ «زیستن» یا همان زندگی به کار رفته است.

من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو

من در دنیا کارِ زشت انجام می‌دهم و تو در پاسخ، به من سزایِ بدی می‌دهی؛ پس به من بگو که اگر تو نیز بدی می‌کنی، چه تفاوتی میانِ منِ خطاکار و تو وجود دارد؟

نکته ادبی: در اینجا «بد» اول به معنای عملِ نادرستِ بنده و «بد» دوم در «بد مکافات»، استعاره از رنج و عقوبتی است که فرد آن را مشابهِ بدی می‌پندارد؛ این تقابل برای ایجادِ استفهامِ انکاری است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری جز تو کسی کیست بگو / فرق میان من و تو چیست بگو

پرسش‌هایی که شاعر برای تأکید بر عدمِ وجودِ دیگری جز خدا و به چالش کشیدنِ تفاوتِ ماهوی خود با خدا مطرح کرده است.

ندا ای جان جهان

خطاب قرار دادنِ پروردگار با تعبیری که او را روح و نفسِ هستی معرفی می‌کند.

تضاد و پارادوکس بد کنم / بد مکافات دهی

مقابل هم قرار دادنِ عملِ انسان و واکنشِ خداوند برای به چالش کشیدنِ مفاهیمِ اخلاقی و عدلِ الهی.