دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۴۱

مولوی
ای جان جهان به حق احسانت مرو مستم مستم ز شیر پستانت مرو
اندر قفسم شکر می افشان و مرو ای طوطی جان زین شکرستانت مرو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی سرشار از اشتیاق و عجز، خطاب به محبوبِ ازلی از او طلبِ تداومِ حضور و فیض می‌کند. فضا، فضایِ عرفانیِ عمیقی است که در آن، سالکِ عاشق، هستیِ خویش را در گروِ عنایاتِ معشوق می‌بیند و دوری از او را به مثابه‌ی مرگ می‌داند.

شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف، رابطه‌ی میانِ عاشق و معشوق را به پیوندِ میانِ کودک و مادر یا طوطی و شکرستان تشبیه کرده است. پیامِ کلی این است که بدونِ حضورِ روح‌بخشِ حقیقتِ هستی، جانِ آدمی در قفسِ دنیا گرفتار و بی‌رمق می‌ماند.

معنای روان

ای جان جهان به حق احسانت مرو مستم مستم ز شیر پستانت مرو

ای روح و جانِ عالم، تو را به حقِ آن مهربانی و احسانِ همیشگی‌ات سوگند می‌دهم که مرا ترک مکن. من از فیض و رحمتِ بی‌دریغِ تو سرمستم؛ همچون کودکی که از شیرِ مادر جان می‌گیرد، من نیز از سرچشمه‌ی الطافِ تو حیات یافته‌ام، پس از نزدِ من مرو.

نکته ادبی: «جان جهان» استعاره‌ای برای معشوق حقیقی است. «شیر پستان» استعاره‌ای لطیف از رزقِ معنوی و فیضِ مداومی است که از سوی معشوق به عاشق می‌رسد.

اندر قفسم شکر می افشان و مرو ای طوطی جان زین شکرستانت مرو

من در قفسِ تن و عالمِ محدودِ مادی زندانی‌ام؛ تو همچنان لطف و شادمانی (شکر) را بر من بپاش و دوری مگزین. ای روحِ ناطق و شیرین‌سخنِ من (طوطی جان)، از این سرزمینِ پرفیض و شیرین که محلِ جلوه‌ی توست، کوچ مکن.

نکته ادبی: «قفس» نمادِ عالمِ جسمانی و تن است. «طوطی» نمادِ روحِ لطیف و شیرین‌سخن است. «شکرستان» کنایه از مکانِ حضورِ معشوق و محلِ ریزشِ الطافِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر پستان

اشاره به فیض و رحمتِ بی‌دریغی دارد که عاشق از معشوق دریافت می‌کند و مایه‌ی بقای جانِ اوست.

استعاره قفس

اشاره به عالمِ مادی و جسم است که روح در آن محدود و زندانی شده است.

استعاره طوطی جان

اشاره به روحِ ناطقه و لطیفِ انسان دارد که در جستجویِ کمال و حقیقت است.

کنایه شکر

نمادِ لذت‌های معنوی، الطافِ الهی و کلماتِ حیات‌بخشِ معشوق.