دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۹

مولوی
ای بسته تو خواب من به چشم جادو آن آب حیات و نقل بیخوابان کو
کی بینم آب چون منم غرقهٔ جو خود آب گرفته است مرا هر شش سو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات شاعر به توصیف حالتی از اشتیاق و بی‌قراری عاشق می‌پردازد که در مواجهه با زیبایی سحرآمیز معشوق آرامش خود را از کف داده است. او در پی رسیدن به سرچشمه‌ی حیات و آرامش است اما غافل از آن است که خود چنان در دریایِ حضور معشوق غرق شده که جست‌وجو برای آن آب حیات بی‌معنا گشته است.

فضای حاکم بر این ابیات فضایی عرفانی و عاشقانه است که در آن عاشق با تکیه بر استعاره‌های آب حیات و غرق‌شدن در جویبار به وحدت وجود و احاطه‌ی همه‌جانبه‌ی محبوب بر هستیِ خویش اشاره دارد گویی معشوق در تمامیِ جهاتِ وجودیِ عاشق جاری است.

معنای روان

ای بسته تو خواب من به چشم جادو آن آب حیات و نقل بیخوابان کو

ای کسی که خواب و آرامش مرا به چشمان سحرآمیز خود گره زده‌ای؛ بگو آن آب حیات و آن مایه تسلی و سرگرمیِ جان‌های بی‌خواب کجاست؟

نکته ادبی: استفاده از عبارت چشم جادو برای توصیف قدرت افسون‌گریِ نگاهِ معشوق که عقل و خواب را از عاشق می‌رباید.

کی بینم آب چون منم غرقهٔ جو خود آب گرفته است مرا هر شش سو

کی می‌توانم آب را ببینم در حالی که خودم در جویبار غرق شده‌ام؟ حقیقت این است که آب یعنی معشوق مرا از تمام جهاتِ وجودی‌ام در بر گرفته است.

نکته ادبی: شش سو کنایه از جهت‌های شش‌گانه است که نشان‌دهنده‌ی احاطه‌ی کامل و مطلقِ معشوق بر عاشق است.

آرایه‌های ادبی

نماد آب حیات

نمادِ کمال معنوی و وصالِ محبوب است که برای عاشق همچون اکسیر حیات بخش است.

تناقض کی بینم آب چون منم غرقهٔ جو

تضاد میانِ جست‌وجو برای دیدنِ چیزی که فرد در آن غرق شده است؛ به این معنا که محبوب همه‌جا هست و جست‌وجوی بیرونی بیهوده است.

استعاره چشم جادو

بزرگ‌نماییِ تأثیر نگاه معشوق در برهم زدنِ آرامش و قرارِ عاشق.