دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۲

مولوی
آن کس که همیشه دل پر از دردم از او با سینهٔ ریش و با رخ زردم از او
امروز بناز او بری بر من زد المنة لله که بری خوردم از او

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، تصویرگر رنج و اندوه عاشقی است که از بی‌مهری و جفای محبوب، دردمند و رنجور شده است. شاعر با توصیف حالات جسمانی ناشی از عشق، به خوبی فضای سنگین و تیره اندوه را ترسیم می‌کند.

در ادامه، شاعر با رویکردی طنزآمیز و کنایی، از رنج خود فرصتی برای رهایی یا نگاهی متفاوت می‌سازد. این تغییر لحن، نشان‌دهنده هوشمندی شاعر در بهره‌گیری از کلمات برای تسکین دردهای عاطفی و یافتن نوعی رستگاری در میان جفاست.

معنای روان

آن کس که همیشه دل پر از دردم از او با سینهٔ ریش و با رخ زردم از او

آن شخصی که همیشه باعث می‌شود دلم مملو از درد و اندوه باشد، همان کسی است که به خاطر او سینه‌ام از غم جراحت برداشته و چهره‌ام از شدت رنج و دوری زرد و رنگ‌پریده شده است.

نکته ادبی: واژه «ریش» در این بیت به معنای مجروح و زخمی است و ارتباطی به محاسن ندارد.

امروز بناز او بری بر من زد المنة لله که بری خوردم از او

امروز او با تکیه بر ناز و بی‌توجهی‌اش، ضربه‌ای بر من وارد کرد؛ اما خدا را شکر که از این برخورد، به نوعی رهایی یافتم و بهره‌مند شدم.

نکته ادبی: ایهام در واژه «بری» (به معنای ضربه یا جدایی و در تکرار به معنای بهره و رهایی) نکته اصلی و طنزآمیز این بیت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه رخ زرد

اشاره به بیماری و ناتوانی عاشق در اثر فراق و دوری از یار.

ایهام بری

استفاده از این واژه در دو معنای متفاوت (ضربه و رهایی/بهره) برای ایجاد شوخ‌طبعی و زیرکی کلامی.