دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۳۱

مولوی
آن شخص که رشک برد بر جامهٔ تو تا رشک برد بر لب خودکامهٔ تو
یا رشک برد بر آن رخ فرخ تو یا بر کر و فر روح علامهٔ تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی تأمل‌برانگیز به مفهوم حسادت می‌پردازند. شاعر در پی آن است که نشان دهد چگونه نگاهِ حسودان از ظواهرِ مادی مانند پوشاک و زیباییِ چهره فراتر رفته و یا باید متوجه کمالات درونی و شکوهِ معنوی انسانِ دانا و بزرگ‌منش شود.

درونمایه اصلی، تقابل میان حسادت به امور گذرا و ظاهری در برابر شایستگیِ مقامِ روحانی و علمی است. شاعر با لحنی که گویی مخاطب را به اندیشیدن وامی‌دارد، سلسله‌مراتبی از متعلقاتِ حسد را ترسیم می‌کند که از جامه و لب، به سمتِ فرّ و شکوهِ روحِ دانشمند اوج می‌گیرد.

معنای روان

آن شخص که رشک برد بر جامهٔ تو تا رشک برد بر لب خودکامهٔ تو

آن کسی که به لباس و پوشاکِ تو حسادت می‌ورزد، بهتر است که به لب‌های دل‌ربا و استغنا‌مند تو نیز حسد بورزد تا شاید بداند حسادت به چه چیزهایی شایسته‌تر است.

نکته ادبی: واژه خودکامه در اینجا صفتی برای لب است که به معنای لبِ ناز، مغرور یا لبِ فرمان‌روا و دلبر است که اختیاری تام در دلبری دارد.

یا رشک برد بر آن رخ فرخ تو یا بر کر و فر روح علامهٔ تو

و یا این‌که آن شخص حسود، به چهره‌ی فرخنده و مبارک تو رشک ببرد، و یا به شکوه و جلال و بزرگیِ روحِ دانشمند و عارفِ تو غبطه بخورد.

نکته ادبی: فرخ به معنای مبارک و خجسته است و کر و فر اصطلاحی رایج برای توصیف نمایشِ شکوه و عظمت و اقتدار است.

آرایه‌های ادبی

تکرار رشک

تکرار واژه رشک برای تأکید بر موضوع اصلی شعر و ایجاد ضرب‌آهنگ درونی در ابیات.

موازنه یا رشک برد... یا بر...

ایجاد توازن موسیقایی در بیت دوم برای دسته‌بندی و برشمارشِ موضوعات مورد حسادت.