دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۹

مولوی
آن رهزن دل که پای کوبانم از او چون آینهٔ خیال خوبانم از او
جانیست که چون دست زنان می آید یارب یارب چه میشود جانم از او

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار ترسیم‌گرِ حالِ شوریدگی و بی‌قراری عاشق در برابر جلوه‌گریِ معشوق است. شاعر به تأثیر عمیقِ حضور محبوب بر جان و روانِ خود اشاره دارد و این دگرگونیِ درونی را که هم‌زمان همراه با حیرت و وجد است، به تصویر می‌کشد.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از تلاطمِ روحی است؛ جایی که عاشق میانِ شادیِ دیدار و هراس از سرنوشتِ جانِ خویش در پیشگاهِ معشوق گرفتار آمده و با نجوایی امیدوارانه و مشتاقانه، درگیرِ کشمکش‌های درونی است.

معنای روان

آن رهزن دل که پای کوبانم از او چون آینهٔ خیال خوبانم از او

آن محبوبی که آرامش دلم را ربوده و مرا چنان به وجد آورده که بی‌قرار و پای‌کوب گشته‌ام، همو باعث شده است تا جانم چون آینه‌ای صاف و شفاف، بازتاب‌دهنده‌ی صورت و خیالِ زیبارویان باشد.

نکته ادبی: رهزنِ دل استعاره‌ای است از معشوقی که قرار و آرام را از کفِ عاشق می‌رباید و پای‌کوبان نشان از شور و جذبه‌ی درونی دارد.

جانیست که چون دست زنان می آید یارب یارب چه میشود جانم از او

او چون جانی است که با شور و هیاهو و دست‌افشانی به سراغم می‌آید؛ خدایا، خدایا، از این آمدنِ پرشور و دگرگونی، بر سرِ جان و روان من چه خواهد آمد؟

نکته ادبی: دست‌زنان به معنای دست‌افشانی و در حالِ شادی است و یارب یارب بیانگرِ عجز، حیرت و پرسشِ درونیِ عاشق از فرجامِ کار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره رهزن دل

تشبیه معشوق به راهزنی که داراییِ معنوی (آرامش) را از عاشق می‌گیرد.

تشبیه چون آینه

مانند کردنِ جانِ عاشق به آینه برای نشان دادنِ پذیرشِ تصاویرِ جمالِ معشوق.

کنایه دست زنان

کنایه از سرور، وجد و شتابِ معشوق در هنگامِ ظهور.