دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۲۰

مولوی
هر روز نو برآئی ای دلبر جان سودای نوی درافکنی در سر جان
در ده پرده بهر سحر ساغر جان ای تو پدر جان من و مادر جان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی سرشار از اشتیاق و ستایش، از تجلی مداوم و نو به نوی محبوب سخن می‌گوید. او معتقد است که ذاتِ معشوق در هر لحظه با چهره‌ای تازه و شوری نو، جانِ عاشق را دگرگون می‌کند و به او حیاتی دوباره می‌بخشد.

محبوب در اینجا نه تنها منشأ عشق و شور، بلکه در جایگاهِ پدر و مادر، اصل و ریشه‌ی هستیِ عاشق قرار می‌گیرد که با جلوه‌گری‌های سحرگاهان، او را به نوشیدنِ جامِ معرفت و حقیقت دعوت می‌کند.

معنای روان

هر روز نو برآئی ای دلبر جان سودای نوی درافکنی در سر جان

معنی بیت اول: ای محبوبِ جانِ من، تو هر روز با ظهوری تازه و دگرگون بر من نمایان می‌شوی. معنی بیت دوم: و شور و عشقِ تازه‌ای را در عمقِ جانم شعله‌ور می‌کنی.

نکته ادبی: واژه 'سودا' در این بافتار به معنای عشقِ تند و آتشین و دغدغه‌های عاشقانه است که در سر می‌افتد.

در ده پرده بهر سحر ساغر جان ای تو پدر جان من و مادر جان

معنی بیت اول: تو در میانِ حجاب‌های گوناگونِ هستی، در وقتِ سحرگاهان، شرابِ جان‌بخشِ معرفت را به من عطا می‌کنی. معنی بیت دوم: تو برای من به منزله‌ی پدر و مادر هستی، چرا که ریشه‌ی هستی و حیاتِ من به تو بازمی‌گردد.

نکته ادبی: 'پرده' نمادِ حجاب‌هایی است که مانع از رؤیتِ مستقیمِ حقیقت می‌شوند و 'ساغر جان' استعاره از جامِ عشق و کمالِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سودا

اشاره به عشق و دغدغه‌ی ذهنی که به کالا یا شورِ درونی تشبیه شده است.

نماد پرده

استعاره از حجاب‌های هستی که مانع از دیدنِ مستقیمِ حقیقتِ مطلق هستند.

تشبیه پدر و مادر

تمثیلی برای بیانِ منشأ هستی و نقشِ پرورش‌دهندگیِ محبوب برای روحِ عاشق.