دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۹

مولوی
هر روز خوش است منزلی بسپردن چون آب روان و فارغ از افسردن
دی رفت و حدیث دی چو دی هم بگذشت امروز حدیث تازه باید کردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این ابیات، دعوت به دمی‌غنیمتی، رهایی از قیدوبندهای گذشته و حرکت مداوم به سوی پیشرفت و تجدد است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل آب، مخاطب را به جاری بودن و پرهیز از سکون در زندگی تشویق می‌کند.

فضای حاکم بر این سخن، سرشار از امید و نگاهی رو به جلو است؛ به طوری که گذشته را همچون روزی سپری‌شده و بی‌اثر می‌داند و خردِ زیستن را در گروِ تازگیِ لحظه‌های نو و ساختنِ روایت‌های تازه برای امروز می‌شمارد.

معنای روان

هر روز خوش است منزلی بسپردن چون آب روان و فارغ از افسردن

هر روز فرصت مناسب و دل‌انگیزی است که مرحله‌ای از مسیر زندگی را پشت سر بگذاری؛ درست مانند جریانِ آبِ روان که همواره در حرکت است و هیچ‌گاه از رکود و سکون دچارِ پژمردگی نمی‌شود.

نکته ادبی: «منزل بسپردن» کنایه از طی کردن مراحلِ زندگی و رسیدن به مقصد است؛ «افسردن» در این سیاق استعاره از سکون و رکودِ روحی است که منجر به بی‌نشاطی می‌شود.

دی رفت و حدیث دی چو دی هم بگذشت امروز حدیث تازه باید کردن

روزِ گذشته سپری شد و گفت‌وگو از وقایعِ آن نیز مانند خودِ آن روز از دست رفت و تمام شد؛ اکنون وظیفه ماست که برای امروزِ خود، حکایتی نو و تازه بیافرینیم.

نکته ادبی: «دی» استعاره از گذشته است؛ تکرار واژه «دی» در این بیت، علاوه بر ایجاد موسیقی کناری، بر ناپایداری و بی‌فایده بودنِ دلبستگی به خاطراتِ سپری شده تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون آب روان

تشبیه حرکتِ انسان و جریان زندگی به آبِ روان برای القای مفهومِ پویایی و عدمِ توقف.

کنایه منزلی بسپردن

کنایه از پشت سر گذاشتن مراحلِ زندگی و حرکت در مسیر کمال.

واج‌آرایی/تکرار دی... دی... دی

تکرارِ واژه «دی» بر گذرا بودنِ زمان و بی‌اهمیت بودنِ اندیشیدن به گذشته تأکید دارد.