دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶

مولوی
مردان تو در دایرهٔ کن فیکون دل نقطهٔ وحدتست و از عرش فزون
گر در چیند نقطهٔ دردت ز درون حالی شوی از دایرهٔ کون برون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به جایگاه رفیعِ دلِ انسان در نظام هستی اشاره دارند و تبیین می‌کنند که چگونه انسان با نیل به حقیقتِ واحد، می‌تواند از مرزهای محدودِ عالم مادی فراتر رود. پیام اصلی این است که رهایی از قیدوبندهای دنیا، در گروِ تزکیه‌ی درون و رهایی از دردهایی است که انسان را به تعلقات دنیوی وابسته نگاه داشته است.

در دیدگاه شاعر، جهانِ مادی که با فرمان الهی شکل گرفته، دایره‌ای محدود است، اما دل که جایگاه تجلی خداوند است، از عرش برتر بوده و نقطه‌ی عطفِ هستی محسوب می‌شود؛ بنابراین با پاک کردن دل از ناخالصی‌ها، انسان می‌تواند به مقامِ رهاییِ کامل از عالمِ خاکی دست یابد.

معنای روان

مردان تو در دایرهٔ کن فیکون دل نقطهٔ وحدتست و از عرش فزون

انسان‌های وارسته و حقیقت‌جو در دایره‌ی هستی که محصول فرمان الهی (کن فیکون) است جای دارند، اما حقیقتِ دل، نقطه‌ی اتصال به یگانگی خداوند است که حتی از والاترین جایگاه آسمانی (عرش) نیز برتر و فراتر می‌رود.

نکته ادبی: «کن فیکون» تلمیحی قرآنی به اراده‌ی آفرینش الهی است و «نقطه» استعاره‌ای عرفانی از وحدت وجود در برابر کثرت هستی است.

گر در چیند نقطهٔ دردت ز درون حالی شوی از دایرهٔ کون برون

اگر با عنایت الهی، رنج‌ها و تعلقاتِ درونی‌ات را از وجود خود پاک کنی و از میان برداری، در همان لحظه از محدودیت‌های دنیای مادی و هستیِ فانی آزاد می‌شوی و به مقامِ رهاییِ کامل دست می‌یابی.

نکته ادبی: «دایرهٔ کون» به عالمِ امکان و هستی مادی اشاره دارد و فعل «چیند» در اینجا به معنای زدودن و برچیدنِ رنج از باطن است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح کن فیکون

اشاره به آیه «اذا قضی امراً فانما یقول له کن فیکون» که نماد خلق عالم مادی است.

استعاره نقطه

استعاره از جایگاه حضور حق و مرکزیت وحدت در باطن انسان.

تناقض ظاهری (پارادوکس) از دایرهٔ کون برون

اشاره به عبور از مرزهای مادی و رسیدن به مقام فنا در عالم بقا.