دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۷

مولوی
ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان ما دست زنانیم نه از دست زنان
در صید بدانیم نه در صید بدان از بند جهانیم نه در بند جهان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتاب‌دهنده‌ی روحیه‌ی حماسی و سلحشورانه است که با تأکید بر استغنای طبع، آزادگی و کنشگریِ فعال، مرز میانِ ارزش‌های متعالی و امیال حقیر دنیوی را ترسیم می‌کند. شاعر در پیِ آن است که جایگاهِ انسانِ آزاده را فراتر از تعلقات مادی و اسارت‌های نفسانی تعریف کند.

فضا و لحنِ حاکم بر این ابیات، کوبنده و قاطع است و با استفاده از بازی‌های زبانی و تضادهای ظریف، برتریِ حکمت و شجاعت را بر نادانی و بندگیِ دنیا به تصویر می‌کشد.

معنای روان

ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان ما دست زنانیم نه از دست زنان

ما جنگجویان و صاحبانِ نیزه‌ایم که برای هدفی والا می‌رزمیم، نه اینکه برای به دست آوردنِ سه قرص نان و تأمینِ نیازهای ناچیزِ مادی، تن به جنگ دهیم.

نکته ادبی: واژه‌ی «سنان» به معنای سرِ نیزه است و کنایه از دلاوری و رزم‌جویی دارد.

در صید بدانیم نه در صید بدان از بند جهانیم نه در بند جهان

ما اهلِ اقدام و کنشگری در میدان‌های سخت هستیم، نه آنکه در ضعف و ناتوانی، اسیرِ سلطه‌ی دیگران (زنان یا افرادِ سست‌عنصر) باشیم.

نکته ادبی: عبارت «دست زنان» در مصرع اول به معنای دست به کار شدن و اقدام کردن است، در حالی که در مصرع دوم به معنایِ تحتِ سلطه قرار گرفتن است که تقابلِ معنایی زیبایی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

جناس تام و اشتقاقی سنان / سه نان و دست زنان / دست زنان

استفاده از کلمات هم‌آوا با تفاوت‌های ساختاری و معنایی برای تأکید بر مفاهیم و ایجاد موسیقیِ درونی در کلام.

تضاد (طباق) از بند / در بند

به کارگیریِ واژگان متضاد برای نشان دادنِ تفاوتِ ماهویِ آزادگی و اسارت در جهان‌بینیِ شاعر.