دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵

مولوی
ما زیبائیم خویش را زیبا کن خوبا ما کن ز دیگران خو واکن
ور میخواهی که کان گوهر باشی دل را بگشای و سینه را دریا کن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است به تزکیه نفس و پیوستن به صفات نیکو. شاعر انسان را فرا می‌خواند که با جدا شدن از دلبستگی‌های دنیوی و عادت‌های بی‌ارزش دیگران، خود را به زیور فضیلت آراسته کند و خویشتن را به سوی زیبایی و کمال سوق دهد.

در نگاهی عمیق‌تر، این متن بر این حقیقت تأکید دارد که رسیدن به گنجینه‌های معرفت و حقیقت، مستلزم گشادگی روح و وسعت سینه است. تنها با گذشتن از تنگ‌نظری‌ها و درکِ وسعت دریاگونه‌ی دل است که آدمی می‌تواند به معدن معانی و گوهر حکمت تبدیل شود.

معنای روان

ما زیبائیم خویش را زیبا کن خوبا ما کن ز دیگران خو واکن

ما ذاتاً زیبا و کمال‌یافته هستیم؛ پس تو نیز خود را به صفات نیکو بیارای و با فاصله گرفتن از اخلاق و عادت‌های نادرست دیگران، به سوی ما بیا و هم‌رنگ ما شو.

نکته ادبی: خوبا در اینجا منادا و به معنای ای خوب است. خو وا کردن ترکیبی کنایی است که به معنای گسستن پیوند از عادات ناپسند و هم‌نشینی با غیر است.

ور میخواهی که کان گوهر باشی دل را بگشای و سینه را دریا کن

و اگر مشتاق هستی که به منبع و جایگاه فضایل و ارزش‌های معنوی همچون معدن گوهر بدل شوی، درهای دلت را بگشا و ظرفیت وجودی‌ات را به وسعت دریا، بزرگ و عمیق کن.

نکته ادبی: کان گوهر استعاره از وجودی پر از دانش و تقوا است. دریا کردن سینه کنایه‌ای است مشهور در متون عرفانی که به معنای رسیدن به سعه صدر و ظرفیت تحملِ انوار حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کان گوهر

اشاره به قلبِ انسانِ کامل که مخزنِ اسرار و معارف است و به معدنِ گوهرهای گران‌بها تشبیه شده است.

کنایه دریا کردن سینه

کنایه از ایجاد سعه‌صدر و بالا بردن تحمل و ظرفیت وجودی انسان برای پذیرش حقایق.