دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳

مولوی
گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن من دزد نیم مبند دستم بر سن
گفتا که کجائی تو هنوز ای همه فن حقا که چنان شوی که کبرت ستسن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک گفت‌وگوی کوتاه و نمایشی میان دو تن سروده شده است. در بیت اول، راوی با دفاع از خود در برابر اتهام سرقت، زیباییِ طرف مقابل را عامل اصلی این تضاد می‌داند. در بیت دوم، طرف مقابل با لحنی ملامت‌گر، راوی را به چالش می‌کشد و او را به واسطه‌ی کبر و غرورِ نهفته‌اش به آینده‌ای دیگرگونه بشارت می‌دهد.

فضای کلی حاکم بر ابیات، آمیزه‌ای از طنز، نقدِ شخصیت و نوعی تقابلِ کلامی است که با زبانی خاص و گاهی دیریاب بیان شده است.

معنای روان

گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن من دزد نیم مبند دستم بر سن

گفتم زیبایی‌ات را به رخ مکش و در آن مبالغه مکن؛ من سارق نیستم که دستانم را به ستون ببندی.

نکته ادبی: واژگان 'ایروت' و 'سن' احتمالاً تغییریافته‌ی 'ای رو تو' و 'ستون' برای رعایت وزن و قافیه در سیاق این متن خاص هستند.

گفتا که کجائی تو هنوز ای همه فن حقا که چنان شوی که کبرت ستسن

او پاسخ داد که ای کسی که در هر کاری مهارت داری، هنوز کجا هستی؟ قسم به حق که چنان می‌شوی که کبر و غرورت در هم می‌شکند.

نکته ادبی: 'همه فن' کنایه از کسی است که در کارها متبحر است و 'ستسن' احتمالاً استعاره‌ای از فروپاشی یا تغییر حالتِ شدید است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص و گفت‌وگو کل ابیات

شعر در قالب یک دیالوگ نمایشی میان دو فرد تنظیم شده است.

کنایه همه فن

اشاره به کسی که در زیرکی و حیله‌گری مهارت بسیار دارد.