دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۲

مولوی
گفتم که بر حریف غمگین منشین جز پهلوی خوشدلان شیرین منشین
در باغ چو آمدی سوی خار مرو جز با گل و یاسمین و نسرین منشین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی پندآموز و ناصحانه، اهمیتِ گزینشِ همنشین و محیط پیرامون را گوشزد می‌کند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلِ باغ و گل، به مخاطب توصیه می‌کند که برای حفظ طراوت روح و جان، باید از افراد منفی‌باف و همنشینی با غمگساران دوری جست و به جای آن، هم‌نشینی با پاکان، شادمانان و نیکان را برگزید تا جان از اثراتِ مثبتِ آن‌ها بهره‌مند شود.

در حقیقت، این سروده دعوتی است به زیباشناسیِ معاشرت و انتخابِ آگاهانه‌ی محیطی که انسان در آن عمر می‌گذراند. تأکید بر دوری از خار و توجه به گل، نمادی از اولویت‌بخشی به زیبایی‌ها و فضیلت‌ها در مسیر زندگی است تا از تیرگیِ اندوه به روشناییِ نشاط برسیم.

معنای روان

گفتم که بر حریف غمگین منشین جز پهلوی خوشدلان شیرین منشین

به تو اندرز دادم که با فردی که دچار اندوه و افسردگی است همنشین نشو، بلکه تنها در کنار کسانی جای بگیر که دلی شاد و خویی شیرین و دلپذیر دارند.

نکته ادبی: واژه "حریف" در متون قدیم به معنای همراه، رفیق و هم‌بزم است. "خوشدلان" ترکیبی است که به افراد شاد و دارای روحیه مثبت اشاره دارد.

در باغ چو آمدی سوی خار مرو جز با گل و یاسمین و نسرین منشین

هنگامی که به بوستانِ زندگی وارد شدی، به سوی زشتی‌ها و رنج‌ها (که به خار تشبیه شده‌اند) مرو؛ بلکه هم‌نشینی و خلوت خود را تنها با زیبایی‌ها و نیکان (که به گل و یاس و نسرین مانند شده‌اند) تقسیم کن.

نکته ادبی: استفاده از "خار" در برابر "گل" یک تضاد معنایی است که برای القایِ ضرورتِ انتخابِ خوب از بد به کار رفته است. "نسرین" نوعی گل سفید و خوشبوست که نماد پاکی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خار

نمادی از سختی‌ها، زشتی‌ها و افراد ناخوشایند در مسیر زندگی.

استعاره گل و یاسمین و نسرین

نماد افرادی با سرشت پاک، دل‌های شاد و همنشینان نیک‌سیرت.

تکرار و موازنه منشین

تکرار فعل پایانی در ابیات، بر تأکید و جدیتِ لحنِ نصیحت‌گرایانه شاعر می‌افزاید.