دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۱

مولوی
کس نیست به غیر از او در این جمله جهان نی زشت و نه نیکو و نه پیدا و نهان
هر تیر که جست هست از آن سخت کمان هر نکته که هست جست از آن شعله دهان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر پایه جهان‌بینی عرفانی وحدت وجود سروده شده‌اند. شاعر در پی بیان این حقیقت است که هستیِ مطلق تنها از آنِ خداوند است و تمام نمودها، چه خوب و چه بد، و چه آشکار و چه پنهان، سایه‌ای از وجود او هستند.

در نگاه شاعر، هیچ کنش و گفتاری در عالم هستی رخ نمی‌دهد مگر آنکه ریشه در اراده و کلام الهی داشته باشد. در واقع، جهان آینه‌ای است که اراده و قدرت خداوند را در هر حرکت و سکون بازتاب می‌دهد.

معنای روان

کس نیست به غیر از او در این جمله جهان نی زشت و نه نیکو و نه پیدا و نهان

در تمام این هستی، هیچ وجودی جز خداوند نیست؛ بنابراین مفاهیمی همچون زشتی و زیبایی، یا آشکار و پنهان بودن، همه و همه پرتوی از وجود او هستند و در اصل جدای از او نیستند.

نکته ادبی: واژه 'جمله' در این سیاق به معنای 'همه' و 'سراسر' به کار رفته است. تقابل میان جفت‌واژه‌های متضاد برای تأکید بر شمولیت مطلق ذات الهی است.

هر تیر که جست هست از آن سخت کمان هر نکته که هست جست از آن شعله دهان

هر حرکتی یا کنشی که در عالم رخ می‌دهد، ناشی از اراده‌ی نیرومند خداوند است و هر سخن یا نکته‌ی دقیقی که در جهان جاری می‌شود، از کلام یا منبعِ الهی نشأت می‌گیرد.

نکته ادبی: فعل 'جستن' در اینجا به معنای 'پریدن' و 'رها شدن' است. 'شعله دهان' استعاره‌ای است از قدرت تکلم و فیض الهی که هم‌چون آتش، روشن و نافذ است.

آرایه‌های ادبی

تضاد زشت و نیکو، پیدا و نهان

آوردن واژگان متضاد در کنار هم برای نشان دادن شمولیت و احاطه خداوند بر تمامی امور دوگانه عالم.

استعاره سخت کمان، شعله دهان

نسبت دادن 'کمان' به اراده الهی و 'شعله دهان' به سخن الهی، استعاره‌ای برای توصیف قدرت و نفوذ کلام پروردگار است.

کنایه تیر که جست

کنایه از هر رویداد، حادثه یا کنشی که در جهان هستی به وقوع می‌پیوندد.