دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۰۰

مولوی
گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین روزان و شبان بر در عشاق نشین
آنگاه چو این حلقه گشائی کردی از خلق گذر کن بر خلاق نشین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر ضرورت بهره‌مندی از مصاحبتِ اهلِ معرفت برای رسیدن به کمالِ معنوی است. شاعر معتقد است که برای درکِ حقیقتِ عشق، ابتدا باید در مَحضرِ کسانی زانو زد که خود، راهِ این وادی را پیموده‌اند و هم‌نشینی با آنان، پیش‌نیازِ سلوک است.

در ادامه، هدفِ غاییِ این سفر ترسیم می‌شود: عبور از وابستگی به مخلوقات و پیوستنِ کامل به حقیقتِ هستی یا همان خالقِ یکتا. در واقع، هم‌نشینی با عشاق تنها پلی است برای عبور از عالمِ کثرت و رسیدن به عالمِ وحدت.

معنای روان

گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین روزان و شبان بر در عشاق نشین

اگر در دلت شور و شوقِ رسیدن به حقیقت موج می‌زند، باید با کسانی همراه شوی که خود این شوق را در دل دارند؛ پس شب و روز، درِ خانه‌ی عارفان و عاشقانِ حق را رها مکن و در محضرِ آنان بنشین.

نکته ادبی: تکرارِ واژه‌ی مشتاق و عشاق بر اهمیتِ هم‌جنس‌گراییِ روحانی و هم‌نشینی با اهلِ معرفت تأکید دارد و نشان می‌دهد که راهِ یافتنِ کمال، از طریقِ هم‌نشینی با کمال‌یافتگان میسر است.

آنگاه چو این حلقه گشائی کردی از خلق گذر کن بر خلاق نشین

پس از آنکه در این مسیرِ عرفانی، رمز و رازها را گشودی و به آگاهی رسیدی، از تمامِ آفریده‌ها و دل‌بستگی‌های دنیوی فاصله بگیر و تمامِ توجه و جانِ خود را به خالقِ هستی معطوف کن.

نکته ادبی: جناسِ اشتقاق میانِ خلق به معنای آفریده‌ها و خالق به معنای آفریننده، زیباییِ کلام را دوچندان کرده و تضادِ بنیادینِ میانِ دنیا و حقیقتِ الهی را به تصویر کشیده است.

آرایه‌های ادبی

جناس خلق و خالق

استفاده از دو واژه‌ی هم‌ریشه برای نشان دادن تضاد میان دنیای مادی و حقیقتِ الهی.

استعاره حلقه

اشاره به گره‌های کورِ مسیرِ سلوک یا دروازه‌ی ورود به اسرارِ الهی که باید با راهنمایی اهلِ دل گشوده شود.

تکرار نشین

تکرارِ فعلِ امر برای تأکید بر استمرار و پایداری در مسیرِ سلوک و اهمیتِ هم‌نشینی با اهلِ معرفت.