دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸

مولوی
گر شادم و گر عراق و گر لورستان روشن شده زانچهرهٔ چون نورستان
با منکر و با نکیر همدستی کن تا دست زنان رقص کند گورستان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تأکید دارند که پرتو جمال محبوب، مرزهای جغرافیایی و مادی را درمی‌نوردد و هر مکان را به نوری الهی مزین می‌کند. شاعر با نگاهی عارفانه، تفاوت‌های مکانی را در برابر روشناییِ حضور یار رنگ‌باخته می‌بیند و همه اقلیم‌ها را زیر سایه این نور می‌داند.

در نگاه شاعر، هراس از مرگ و فضای تیره و تار گورستان با نیروی عشق به کلی دگرگون می‌شود. او مخاطب را دعوت می‌کند تا با پذیرش مرگ و رویارویی با فرشتگان آن، نه تنها نترسد، بلکه با شور و اشتیاق به استقبال آن برود؛ چرا که در دیدگاه عرفانی او، گورستان نه جایگاه وحشت، که عرصه رقص و شادی ابدی است.

معنای روان

گر شادم و گر عراق و گر لورستان روشن شده زانچهرهٔ چون نورستان

چه در سرزمین شاد باشم، چه در عراق و چه در لرستان، همه‌جا به واسطه دیدن چهره‌ی آن یار که همچون سرزمینی پر از نور است، برایم روشن و درخشان شده است.

نکته ادبی: نورستان، استعاره‌ای است که به محل پیدایش نور اشاره دارد و به چهره محبوب نسبت داده شده است تا کمال درخشندگی او را نشان دهد.

با منکر و با نکیر همدستی کن تا دست زنان رقص کند گورستان

با منکر و نکیر (فرشتگان پرسشگر در قبر) همراه و همدل باش تا گورستان به جای جایگاهی ترسناک، به محل رقص و دست‌افشانی و شادی تبدیل شود.

نکته ادبی: دست‌زنان، قید حالت است که به رقصیدن با دست‌زدن و شادی اشاره دارد و در تقابل با سکونِ گورستان، پارادوکسی زیبا خلق کرده است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح منکر و نکیر

اشاره به باور دینی درباره دو فرشته‌ای که در قبر از انسان بازپرسی می‌کنند.

پارادوکس رقص کردن گورستان

تصویرسازی غیرمعمول از یک مکان ترسناک (قبر) به عنوان محیطی پر از شور و رقص عرفانی.

استعاره چهره چون نورستان

تشبیه چهره یار به سرزمینی که سرچشمه نور و روشنایی است.