دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۹۱

مولوی
طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن وز آهن و سنگ جسته آتش سوی من
سنگت چو در آتش است ای ماه ختن خرمن باشم که دل نهم بر خرمن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه و کلاسیک، به توصیفِ سختی و قساوتِ طبعِ محبوب می‌پردازد. او معشوق را به سنگ و آهن تشبیه می‌کند؛ عناصری که در کنار هم تضادِ رفتاریِ عاشق و معشوق را نشان می‌دهند. سختیِ دلِ محبوب نه‌تنها مانعی برای عشق نیست، بلکه عاملِ اصلیِ برانگیخته‌شدنِ آتشِ عشق در جانِ عاشق است.

در بخش دوم، شاعر با خطاب قرار دادنِ معشوق به عنوان «ماه ختن» (نماد زیبایی مطلق)، سرنوشتِ خود را به خرمنی تشبیه می‌کند که در آتشِ عشقِ معشوق گرفتار شده است. این تمثیل، نشان‌دهنده‌ی تسلیمِ کاملِ عاشق و فنایِ او در برابرِ جلوه‌یِ معشوق است؛ به‌گونه‌ای که عاشق با آغوش باز به استقبالِ سوختن و نابودیِ خویش می‌رود.

معنای روان

طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن وز آهن و سنگ جسته آتش سوی من

خوی و سرشت تو همانند سنگ، سخت و تغییرناپذیر است و دلت مانند آهن، سرد و نفوذناپذیر می‌باشد.

نکته ادبی: استفاده از تشبیه بلیغ برای نشان دادن استحکام و عدم انعطاف‌پذیریِ عاطفیِ معشوق.

سنگت چو در آتش است ای ماه ختن خرمن باشم که دل نهم بر خرمن

و از برخوردِ این آهن و سنگ (سختی‌های تو)، جرقه‌ی آتشِ عشق به سوی من پرتاب شده است.

نکته ادبی: اشاره به سازوکار قدیمیِ آتش‌زنه (چخماق)؛ شاعر درد و عشق خود را محصول برخورد با معشوقِ سنگ‌دل می‌داند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن

تشبیه طبع و دلِ معشوق به سنگ و آهن برای تبیینِ سختی و بی‌مهری.

تلمیح و تمثیل آهن و سنگ و آتش

استفاده از استعاره‌ی آهن و سنگ (چخماق) برای نمایشِ چگونگیِ اشتعالِ عشق در نهادِ عاشق.

کنایه ماه ختن

کنایه از محبوبِ بسیار زیبا، دور از دسترس و در عین حال بی‌رحم.

استعاره خرمن

استعاره از وجودِ عاشق که در برابرِ آتشِ عشقِ معشوقِ سنگ‌دل، در حالِ فنا شدن و سوختن است.