دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۹

مولوی
شوری دارم که برنتابد گردون شوریکه به خواب درنبیند مجنون
این کمینه ایست از سینهٔ دوست تا سینهٔ پاک دوست چون باشد چون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شدتِ بی‌کرانِ عشق و احساسِ درونی شاعر است که فراتر از ظرفیتِ آسمان و تصورِ دیوانگانِ عشق است. شاعر با اشاره به این شور و هیجان، به عظمتِ روحِ معشوق و ژرفایِ پنهانِ وجود او اشاره می‌کند که آنچه از او نمایان است، تنها ذره‌ای از بیکرانگیِ وجودش است.

درونمایه اصلی اثر، حیرت در برابرِ کمالِ مطلقِ معشوق است. شاعر به خوبی ترسیم می‌کند که چطور شورِ عاشقانه و جنونِ عارفانه در برابرِ سینهٔ گشاده و پاکِ دوست، کوچک و ناچیز جلوه می‌کند.

معنای روان

شوری دارم که برنتابد گردون شوریکه به خواب درنبیند مجنون

من چنان شور و هیجانِ عاشقانه و عظیمی در دل دارم که گنبدِ آسمان توانِ تحمل و گنجایشِ آن را ندارد؛ شوری که حتی «مجنون» به عنوانِ نمادِ عشقِ افسانه‌ای نیز در خوابِ خود آن را ندیده و تصور نکرده است.

نکته ادبی: گردون استعاره از فلک و آسمان است که در اینجا نمادِ محدودیت در برابرِ وسعتِ روح است. مجنون نمادِ عشقِ دیوانه‌وار است. برنتابد به معنای تحمل نکردن و گنجایش نداشتن است.

این کمینه ایست از سینهٔ دوست تا سینهٔ پاک دوست چون باشد چون

این حال و هوایی که من اکنون دارم، تنها ذره‌ای ناچیز و کوچک از دریایِ درون و قلبِ معشوق است؛ پس باید اندیشید که آن سینهٔ صاف و پاکِ معشوق، چه وسعت و عمقِ شگفت‌انگیزی دارد.

نکته ادبی: کمینه به معنای کوچک‌ترین مقدار و کمترین بخش است. تکرار واژه چون در مصراع دوم برای تاکید بر پرسشِ حیرت‌انگیز و ستایشِ عظمتِ معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه شوری که برنتابد گردون

بزرگ‌نماییِ عظمتِ عشق تا حدی که آسمان نیز توانِ تاب‌آوردنِ آن را ندارد.

تلمیح مجنون

اشاره به شخصیتِ اساطیری و نمادینِ مجنون به عنوانِ شاخص‌ترین عاشقِ دنیای ادبیات برای تاکید بر عمقِ غیرِقابلِ‌تصورِ این عشق.

تکرار و تاکید چون باشد چون

تکرار واژه «چون» در پایانِ بیت، پرسشی انکاری و حیرت‌آمیز ایجاد کرده که ذهنِ مخاطب را به تامل در عظمتِ پنهانِ وجودِ دوست دعوت می‌کند.