دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۸۳

مولوی
سرمست توام نه از می و نز افیون مجنون شده ام ادب مجوی از مجنون
از جوشش من جوش کن صد جیحون وز گردش من خیره بماند گردون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوالِ کسی است که در وادیِ عشق چنان غرق شده که هشیاریِ معمول و رعایتِ آدابِ مرسوم را از دست داده است. شاعر به زیبایی نشان می‌دهد که مستیِ عارفانه و شوریدگیِ حاصل از عشق، فراتر از هرگونه عامل مادی و ظاهری است و چنان قدرتی دارد که می‌تواند کلِ هستی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در این فضا، عاشق به مقامی رسیده که دیگر پایبند به قواعد دنیوی نیست؛ چرا که او در جایگاهی ایستاده که حتی کیهان و طبیعت در برابرِ عظمتِ حالِ او به حیرت و تماشا می‌نشینند. این سخن، توصیفِ تسلیمِ محض در برابرِ جذبه‌ای درونی و آسمانی است.

معنای روان

سرمست توام نه از می و نز افیون مجنون شده ام ادب مجوی از مجنون

من با عشقِ تو مست هستم، نه با شراب و نه با موادِ مخدر؛ من به خاطرِ تو دیوانه و شیدا شده‌ام، پس از من که در بندِ عشق اسیرم، انتظارِ رعایتِ ادب و آدابِ دنیوی را نداشته باش.

نکته ادبی: افیون در اینجا نمادِ هرگونه مستیِ مادی و زودگذر است که در تقابل با مستیِ ابدیِ عشق قرار گرفته است.

از جوشش من جوش کن صد جیحون وز گردش من خیره بماند گردون

از شور و هیجان و خروشی که در وجودِ من نهفته است، صد رودخانه‌ی بزرگ به جوش و خروش می‌آیند و از حرکت و سِیرِ روحانیِ من، آسمان و کائنات سرگشته و حیران می‌مانند.

نکته ادبی: جیحون نام رودی بزرگ و خروشان است که در اینجا برای نشان دادنِ عظمتِ شورِ درونیِ عاشق به کار رفته و گردون استعاره از کلِ آسمان و افلاک است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه جوش کن صد جیحون

شاعر برای نشان دادنِ شدتِ هیجانِ درونی‌اش، آن را به وسعتِ صد رودخانه بزرگ دانسته که اغراقی هنری برای تصویرسازیِ قدرتِ عشق است.

تشخیص خیره بماند گردون

آسمان و افلاک به موجودی دارای شعور تشبیه شده‌اند که از تماشایِ عظمتِ روحیِ عاشق، حیرت‌زده و سرگشته مانده است.

تضاد و تناسب سرمست / می و افیون

تقابلِ مستیِ حقیقیِ روحانی با مستیِ مجازیِ مادی برای تأکید بر اصالتِ عشق.