دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹

مولوی
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین اندر دو جهان کرا بود زهرهٔ این

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار ترسیم‌گر سیمای انسانی وارسته و 'رند' است که از تمامی قید و بندهای ظاهری و اعتباریِ عالم رسته و به مقامی از رهایی دست یافته است که در آن، دوگانگی‌های رایج میان کفر و ایمان یا دنیا و آخرت رنگ می‌بازند.

شاعر در این ابیات، ضمن تحسینِ این مقامِ والایِ بی‌تعلق، از دستیابی به چنان مرتبه‌ای ابراز شگفتی می‌کند؛ مرتبه‌ای که فراتر از مفاهیمِ تعریف‌شده‌ای چون شریعت و یقینِ ذهنی است و شهامتی عظیم می‌طلبد که تنها از عهده‌ی سالکانِ حقیقیِ راهِ حقیقت برمی‌آید.

معنای روان

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین

شخصی وارسته و آزاد را دیدم که بر زمین نشسته است؛ کسی که در درون خویش از تمامیِ قید و بندهای متضادِ ظاهری، از جمله کفر، اسلام، دنیا و دین، کاملاً رها و فارغ‌البال است.

نکته ادبی: «خنگ» در اصل به معنای اسب است و در اینجا استعاره‌ای است که زمین را به مرکبی تشبیه کرده که این شخص بر آن سوار یا بر آن مستقر است. 'رند' در عرفان به فردی گفته می‌شود که از آداب و رسومِ خشکِ ظاهری عبور کرده است.

نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین اندر دو جهان کرا بود زهرهٔ این

او نه به دنبالِ حق‌پرستیِ ظاهری است، نه جویایِ حقیقتِ متداول، نه پایبند به شریعتِ قراردادی و نه حتی در بندِ یقین‌های ذهنی؛ به راستی در سراسرِ هستی، چه کسی شهامتِ رسیدن به چنین جایگاهِ مطلقِ رهایی را دارد؟

نکته ادبی: «زهره» به معنای جرئت، شجاعت و دلیری به کار رفته است. این بیت حاویِ استفهامِ انکاری است که بر دشواری و عظمتِ مقامِ وارستگی تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تناسب کفر، اسلام، دنیا، دین، حق، حقیقت، شریعت

بهره‌گیری از کلماتِ هم‌خانواده در حوزه‌ی مفاهیمِ عقیدتی و دینی برای ترسیمِ فضای فکریِ اثر.

استعاره خنگ زمین

تشبیه زمین به مرکب که نشان‌دهنده تسلط و جایگاهِ خاصِ این فردِ رند نسبت به عالمِ مادی است.

استفهام انکاری کرا بود زهرهٔ این

پرسشی که پاسخِ آن منفی است و هدف از آن تأکید بر نایاب بودن و عظمتِ مقامِ استغنا و بی‌تعلق بودن است.