دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱

مولوی
دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان وز عید تو شد شاد و همایون رمضان
وانگه عمل کمان به مو وابسته است گر مو شود اندیشه نگنجد به میان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از مفاهیم دینی و تصویرسازی‌های ملموس، به توصیف حالات درونی و ظرافت‌های دقیق در تجربیات انسانی می‌پردازند. شاعر با پیوند زدنِ ماه رمضان و عید، از یک سو شدت اشتیاق و از سوی دیگر برکتِ حضور یار را به تصویر می‌کشد.

در بخش دوم، با استفاده از استعاره‌ی کمان و مو، به بیان دقتِ بیش از حد و باریک‌بینی در یک عمل یا اندیشه می‌پردازد که گویی به حدی از ظرافت می‌رسد که درکش برای عقل‌های معمولی دشوار است.

معنای روان

دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان وز عید تو شد شاد و همایون رمضان

دلم برای دیدار تو همان‌قدر تشنه و گرسنه است که ماه رمضان برای رسیدن عید فطر؛ و از برکت وجود توست که ماه رمضان با آن حال و هوای روزه‌داری، شاد و مبارک شده است.

نکته ادبی: استفاده از تناسبِ میانِ واژگانِ ماه رمضان و عید برای ترسیم وضعیت روحیِ عاشق و معشوق.

وانگه عمل کمان به مو وابسته است گر مو شود اندیشه نگنجد به میان

و آن‌گاه عملِ کمان به تارِ مویی بند است؛ اگر اندیشه و ظرافتِ این کار به باریکیِ مو برسد، دیگر هیچ‌چیز در میان آن نمی‌گنجد و گویی پیوند ناگسستنی ایجاد می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاح «مو» در کمان که کنایه از زه کمان است و در عین حال بر باریک‌بینی تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تناسب رمضان و عید

ایجاد ارتباط معنایی میان اجزای زمان‌بندیِ دینی برای تبیینِ حالاتِ درونیِ شاعر.

کنایه به مو وابسته است

اشاره به زه کمان که از مو تهیه می‌شد و کنایه از اتکای یک امر بزرگ به یک جزئیات کوچک و باریک.

مراعات نظیر کمان و مو

هم‌نشینی واژگانی که با هم قرابت معنایی در حوزه ابزار جنگی قدیم دارند.