دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۷

مولوی
در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن مردانه و مرد رنگ باید بودن
با جان خودم به جنگ باید بودن ور نی به هزار ننگ باید بودن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به ضرورتِ شجاعت، سرزندگی و استقامت در راه عشق اشاره می‌کند. عشق ورزیدن از دیدگاه شاعر، یک امر منفعل و بی‌روح نیست؛ بلکه میدانی است که عاشقانِ حقیقی باید با دلیری و نترس بودن در آن گام بردارند و از ظواهرِ ناپایدار فاصله بگیرند.

همچنین شاعر تأکید می‌کند که بزرگترین نبرد عاشق، مبارزه با نفس و تمایلاتِ شخصی است. اگر آدمی نتواند بر خودخواهی‌های خود غلبه کند و به شکلی شجاعانه در راه عشق قدم نگذارد، به وادیِ حقارت و ننگِ عدمِ کمالِ انسانی سقوط خواهد کرد.

معنای روان

در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن مردانه و مرد رنگ باید بودن

برای راه یافتن به حریم عشق تو، باید با نشاط، سرزنده و چابک بود و هم‌رنگ و هم‌مسلکِ مردانِ بزرگ و شجاع عمل کرد.

نکته ادبی: ترکیب شوخ و شنگ دلالت بر نشاط و چالاکی دارد و در برابرِ رکود و سستی قرار می‌گیرد. مرد رنگ بودن استعاره از پذیرفتنِ آیین و منشِ عاشقانِ حقیقی است.

با جان خودم به جنگ باید بودن ور نی به هزار ننگ باید بودن

انسانِ عاشق باید پیوسته با نفسِ اماره و تمایلاتِ درونیِ خود در نبرد باشد؛ زیرا در غیر این صورت، گریزی از رسوایی و پذیرشِ خفت و ننگ نخواهد داشت.

نکته ادبی: عبارت با جان خودم به جنگ بودن کنایه از جهادِ اکبر و مبارزه با خودخواهی‌های فردی است. واژه ور نی مخفف وگر نه است که شرطی منفی را بیان می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه با جان خودم به جنگ باید بودن

اشاره به مبارزه با نفس و هواهایِ نفسانی که مهم‌ترین چالشِ سالک در مسیرِ عشق است.

مبالغه هزار ننگ

استفاده از عدد هزار برای نشان دادنِ شدتِ بی‌آبرویی و خفتی که در اثرِ دوری از عشق نصیب انسان می‌شود.

تضاد مفهومی مردانه و مرد رنگ - ننگ

تقابلِ میانِ منشِ جوانمردانه در عشق و سقوط در ورطه‌ی پستی و ننگ به دلیلِ سستی در این راه.