دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۴

مولوی
در حضرت توحید پس و پیش مدان از خویش مدان خالی و از خویش مدان
تو کج نظری هرچه درآری به نظر هیچ است همه ز آتشی بیش مدان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محور اندیشه‌های والای عرفانی و تأکید بر حقیقتِ یگانگی هستی (توحید) سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی صوفیانه، مخاطب را به عبور از مرزهای وهم‌آلودِ زمان و مکان و همچنین دوری از نگرش‌های دوگانه (خودی و غیرخودی) فرا می‌خواند.

در این فضا، هر آنچه که چشمِ ظاهر می‌بیند، نه حقیقتِ پایدار، بلکه جلوه‌ای گذرا و فریبنده توصیف می‌شود. هدفِ نهایی، رسیدن به بینشی است که در آن، مرزهای خیالی میانِ وجودِ انسان و حقیقتِ کل از میان برود و ناپایداریِ دنیای مادی بر سالک آشکار شود.

معنای روان

در حضرت توحید پس و پیش مدان از خویش مدان خالی و از خویش مدان

در پیشگاهِ یگانگیِ خداوند، زمان و مکان (گذشته و آینده) را مطلق مپندار؛ همچنین گمان مبر که تو از حقیقتِ هستی جدا هستی و تصور نکن که جایی در عالم وجود دارد که خالی از جلوه‌یِ حق باشد.

نکته ادبی: ترکیبِ «حضرت توحید» اشاره به مقامِ والای یگانه‌بینی دارد. «مدان» در اینجا به معنایِ نفیِ پندارهای نادرستِ ذهنی است.

تو کج نظری هرچه درآری به نظر هیچ است همه ز آتشی بیش مدان

دیدگاهِ تو به جهان، نادرست و آلوده به کج‌فهمی است؛ زیرا هرچه را با چشمِ ظاهری می‌بینی و آن را ارزشمند می‌شماری، در برابرِ حقیقتِ مطلق، ناچیز و پوچ است و آن را جز شراره‌ای زودگذر و بی‌بنیاد مپندار.

نکته ادبی: «کج‌نظری» استعاره از شناختِ سطحی و مادی‌گرایانه است. «آتش» در اینجا نمادِ بی‌قراری، ناپایداری و فریبندگیِ صورِ دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه پس و پیش

اشاره کنایی به زمان و مکان و حدودِ دنیوی که در مقامِ عرفانیِ توحید، فاقدِ اعتبار است.

استعاره آتشی

تمثیلی برای پدیده‌های دنیوی که به ظاهر پرفروغ و جذاب‌اند اما در واقع ناپایدار، زودگذر و فریبنده هستند.

ایهام از خویش مدان خالی

اشاره به وحدت وجود؛ به این معنا که هیچ‌جا خالی از حق نیست و همچنین انسان نباید خود را جدا از حقیقت بپندارد.