دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۲

مولوی
در پوش سلاح وقت جنگ است ای جان اندیشه مکن که وقت تنگ است ای جان
بگذر ز جهان که جمله رنگست ای جان هر گوشه یکی موش و پلنگ است ای جان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار با لحنی حماسی و اندرزگونه، مخاطب را به هوشیاری در برابر گذر عمر و ضرورت آماده‌سازی برای نبردی معنوی فرا می‌خواند. شاعر با نگاهی عرفانی، دنیا را عرصه‌ای پرخطر و ناپایدار می‌بیند که انسان باید در آن با شتاب و بدون تردید، توشه‌ای برای سفر اصلی خود فراهم کند.

درون‌مایه اصلی متن، دعوت به وارستگی از تعلقات دنیوی است. شاعر، دنیا را فریبنده و سراسر نیرنگ می‌داند و هشدار می‌دهد که در هر گوشه این جهان، خطرات و وسوسه‌هایی در کمین آدمی است، پس عاقلانه‌ترین راه، دست شستن از وابستگی‌های ظاهری و پرداختن به حقیقت وجودی خویش است.

معنای روان

در پوش سلاح وقت جنگ است ای جان اندیشه مکن که وقت تنگ است ای جان

ای جان، هنگام نبرد معنوی فرا رسیده است، پس زره و سلاحِ تقوا و آمادگی را بر تن کن و بی‌تردید و بدون درنگ وارد عمل شو، چرا که فرصتِ عمر بسیار محدود و کوتاه است.

نکته ادبی: «در پوش» فعل امر به معنای بپوش؛ «سلاح» در اینجا استعاره از آمادگی روحی برای مبارزه با نفس و مشکلات زندگی است.

بگذر ز جهان که جمله رنگست ای جان هر گوشه یکی موش و پلنگ است ای جان

از این جهان گذر کن و به آن دل نبند که سراسر فریب و ناپایدار است؛ زیرا در هر گوشه و کنار این دنیا، خطراتی کوچک یا بزرگ همانند موش و پلنگ، آدمی را تهدید می‌کند.

نکته ادبی: «رنگ» در ادبیات عرفانی استعاره از تعلّقات دنیوی و نیرنگ است؛ «موش و پلنگ» استعاره از خطرات گوناگون با درجات مختلف (کوچک و بزرگ) است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سلاح

به معنای ابزارِ مبارزه با نفس و آمادگی معنوی برای چالش‌های زندگی است.

استعاره رنگ

اشاره به فریبندگی و ظواهر دروغین و ناپایدار دنیوی است.

کنایه وقت تنگ است

کنایه از کوتاهی عمر و محدود بودن زمان برای رسیدن به کمال است.

تشبیه موش و پلنگ

تمثیلی برای نشان دادن گستره و تنوع خطرات دنیا که می‌تواند کوچک یا بزرگ باشد.