دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۶۱

مولوی
در بحر کرم حرص و حسد پیمودن وین آب خوشی ز همدگر بربودن
ماهی ننهد آب ذخیره هرگز چون بی دریا هیچ نخواهد بودن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر نکوهش حرص و آز آدمی در میان اقیانوس بی‌کران فضل الهی تأکید دارند. شاعر با نقدِ رفتارِ ناپسندِ انسان‌ها که بر سرِ مواهبِ محدودِ دنیوی با یکدیگر می‌ستیزند، یادآوری می‌کند که تمامیِ هستی در دریای بخششِ پروردگار غوطه‌ور است و نزاع بر سرِ آن، نشانی از ناآگاهی و دوری از حقیقت است.

در بخش دوم، با استفاده از تمثیلِ ماهی در دریا، به مفهومِ عمیقِ توکل اشاره شده است. همان‌گونه که ماهی برای بقا نیازی به ذخیره‌کردنِ آب ندارد و هستی‌اش در گروِ همراهی با دریاست، انسانِ دانا نیز می‌داند که روزی‌رسانِ حقیقی، صاحبِ این دریایِ بی‌کران است و دلبستگیِ افراطی به مادیات، نشانه‌ی عدم درکِ این پیوندِ حیاتی با منبعِ اصلیِ هستی است.

معنای روان

در بحر کرم حرص و حسد پیمودن وین آب خوشی ز همدگر بربودن

در میان اقیانوس بی‌کران فضل و بخشندگی پروردگار، طمع ورزیدن و حسادت نسبت به دیگران کاری بی‌خردانه است؛ گویی انسان‌ها با حرص و ولع در تلاش‌اند تا این آبِ گوارایِ زندگی را با نزاع و کشمکش از دستِ یکدیگر بربایند.

نکته ادبی: بحر کرم استعاره از فضلِ الهی است و پیمودن در اینجا به معنایِ گام برداشتن در مسیرِ طمع و زیاده‌خواهی است.

ماهی ننهد آب ذخیره هرگز چون بی دریا هیچ نخواهد بودن

ماهی هیچ‌گاه برای روزِ مبادا آب ذخیره نمی‌کند، چرا که بقایِ او به بودن در دریا وابسته است و اگر دریا نباشد، او نیز وجود نخواهد داشت؛ پس ماهی با درکِ این حقیقت، بی‌هیچ نگرانی تنها به بودن در دریا می‌اندیشد.

نکته ادبی: آبِ ذخیره ننهادن در این بیت نمادی از توکلِ کامل و رهایی از بندِ ترس‌های مادی و دلبستگی‌هایِ بیهوده به آینده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بحر کرم

تشبیه بخشندگی خداوند به دریایی وسیع و بی‌انتها که همه در آن غوطه‌ورند.

تمثیل ماهی

ماهی نمادِ انسانی است که حقیقتِ پیوندِ خود با خالق را دریافته و به جای اندوختنِ مادیات، به منبع اصلیِ هستی تکیه کرده است.

تضاد و پارادوکس حرص در بحر کرم

تضاد میانِ بی‌کرانگیِ لطفِ الهی (بحر) و کوته‌فکریِ انسان که با طمع‌ورزی سعی در محدود کردن و ذخیره کردنِ آن دارد.