دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸

مولوی
چون زرد و نزار دید او رو یک من خونابه روان ز چشم چون جو یک من
خندید و به خنده گفت دلجو یک من ای ظالم مظلومک بدخو یک من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویری از تقابل میانِ عاشقِ رنج‌دیده و معشوقِ بی‌تفاوت یا شوخ‌طبع را ترسیم می‌کند. در فضای این گفت‌وگو، عاشق که در اثرِ هجران، جسمش نزار و چشمانش گریان شده، با خنده‌ی معشوق مواجه می‌شود. این خنده، نه از سرِ بیزاری، بلکه نشان‌دهنده‌ی نگاهِ متفاوتِ محبوب به رنج‌های عاشق است که در کلامِ او با القابی متناقض‌نما و طنزآمیز نمود پیدا کرده است.

معنای روان

چون زرد و نزار دید او رو یک من خونابه روان ز چشم چون جو یک من

هنگامی که محبوب، چهره‌ی رنگ‌پریده و رنجورِ مرا دید و جریانِ اشک‌های خونینم را که همچون جوی آب از چشمانم سرازیر بود، مشاهده کرد.

نکته ادبی: واژه نزار به معنای نحیف و لاغر است و خونابه کنایه از شدتِ گریه است که گویی از چشمان به جای اشک، خون جاری می‌شود.

خندید و به خنده گفت دلجو یک من ای ظالم مظلومک بدخو یک من

او خندید و در همان حال با لحنی آمیخته به شوخی گفت: ای کسی که در عینِ دلربایی، هم ستمگری و هم ستمدیده، و ای کسی که خوی تندی داری.

نکته ادبی: دلجو به معنای کسی است که دل را به دست می‌آورد و آرام‌بخش است. عبارت مظلومک به صورت تصغیر آمده که نشان‌دهنده نوعی شفقت آمیخته با طعنه است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه خونابه روان ز چشم چون جو

تشبیه اشکِ جاری به جوی آب برای نشان دادن کثرت و تداومِ گریستن.

پارادوکس (متناقض‌نما) ظالم مظلومک

جمع بستنِ دو صفت متضاد برای مخاطب که نشان‌دهنده‌ی پیچیدگی شخصیت او در نگاه عاشق است.