دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۵

مولوی
چون بنده نه ای ندای شاهی میزن تیر نظر آنچنانکه خواهی میزن
چون از خود و غیر خود مسلم گشتی بی خود بنشین کوس الهی میزن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی عرفانی و شورانگیز، انسان را به سوی رهایی از قیدوبندهای نفسانی و رسیدن به مرتبه‌ای از کمال دعوت می‌کند که در آن، فرد از بندِ بندگیِ غیرِ حق آزاد شده و به حاکمیتِ وجودیِ خویش می‌رسد. شاعر با استعاره‌هایی چون «ندای شاهی» و «کوس الهی»، رسیدن به مقام فنا و بقای بالله را ترسیم می‌کند که در آن مرزهای میان خویشتن و جهان هستی برداشته می‌شود.

در این نگاه، رسیدن به حقیقتِ متعالی نیازمندِ چشم‌پوشی از هویتِ محدود و فردی است. زمانی که سالک از دلبستگی به خویشتن و جهان پیرامون رها شود، به مقامی می‌رسد که می‌تواند بی‌آلایش و بی‌پروا، نوای وحدت با حق را سر دهد؛ گویی در این سطح از آگاهی، انسان و حقیقتِ لایتناهی به یگانگی می‌رسند.

معنای روان

چون بنده نه ای ندای شاهی میزن تیر نظر آنچنانکه خواهی میزن

اگر بنده و اسیرِ هواهای نفسانی نیستی، پس جایگاه و مقام پادشاهیِ وجود خود را اعلام کن و با قدرتِ بینش و بصیرت، هرگونه که می‌خواهی به تماشایِ جهان بنشین و در آن تصرف کن.

نکته ادبی: ندای شاهی کنایه از ادعای استقلال و بزرگی روح است. تیر نظر استعاره از نگاهِ نافذ و بصیرتِ سالک است.

چون از خود و غیر خود مسلم گشتی بی خود بنشین کوس الهی میزن

هنگامی که از بندِ منیتِ خویش و دلبستگی‌های دنیوی رها شدی و به ثبات و یقین رسیدی، در همان حال که از خود بی‌خودی (فنای فی‌الله)، فریادِ وحدتِ وجود و نوایِ حقانیتِ مطلق را سر بده.

نکته ادبی: کوس الهی زدن کنایه از اعلانِ مقامِ والایِ روحانی یا ادعای یگانگی با خداوند است. مسلم گشتن به معنای خالص شدن و رهایی از تردید و تعلق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه ندای شاهی میزن

دعوت به ادعای مقام رفیع و آزادیِ روح از قید بندگیِ نفس.

استعاره تیر نظر

چشم و بینش سالک به تیری تشبیه شده که می‌تواند در مسیرِ حقیقت به هدف بزند و در جهان تصرف کند.

کنایه کوس الهی میزن

تمثیلی از جار زدنِ اسرارِ عرفانی یا اعلامِ فنایِ در حق و بقایِ به او؛ همانندِ پادشاهی که کوسِ سلطنت می‌زند.