دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۳

مولوی
چندین به تو بر مهر و وفا بستهٔ من ای خوی تو آزردن پیوستهٔ من
من صبر کنم ولیک ننگت نبود یک روز تو از درد دل خستهٔ من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده وضعیت عاشق دل‌باخته‌ای است که با وجود وفاداری بی‌حد و حصر، تنها با بی‌مهری و بی‌توجهی معشوق روبه‌رو شده است. شاعر با زبانی پرسش‌گرانه و در عین حال شکیبا، تضاد میان تعهد عاشق و بی‌تفاوتی معشوق را به تصویر می‌کشد.

فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از اندوهِ برخاسته از رنجِ عشق و گلایه‌هایی نجیبانه است؛ گویی عاشق در پیِ آن است که وجدانِ خفته‌ی معشوق را با نشان دادنِ عمقِ رنجِ خویش بیدار کند، هرچند که خود نیز بر بی‌حاصلیِ این تداوم واقف است.

معنای روان

چندین به تو بر مهر و وفا بستهٔ من ای خوی تو آزردن پیوستهٔ من

من که تمام هستی و جانم را با مهر و وفاداری به تو گره زده‌ام، چقدر باید این بی‌پاسخی را تحمل کنم؟ ای کسی که خوی و عادت همیشگی‌ات، رنجاندن مداوم من است.

نکته ادبی: واژه "بسته" در اینجا به معنای اسیر و دلبسته است و ترکیب "آزردنِ پیوسته" نشان‌دهنده استمرارِ ناپسندِ رفتار معشوق است.

من صبر کنم ولیک ننگت نبود یک روز تو از درد دل خستهٔ من

من در برابر رفتارهای آزاردهنده‌ات صبر پیشه می‌کنم، اما آیا برای تو مایه شرم نیست که حتی یک روز هم احوالِ مرا نپرسی تا بدانی که من از شدتِ درد و رنجِ عشق، چه حال و روزی دارم؟

نکته ادبی: عبارت "ننگت نبود" در اینجا به معنای پرسشی است که در آن نوعی سرزنشِ پنهان نهفته است؛ گویی شاعر می‌گوید شایسته است که از این بی‌توجهی شرمگین باشی.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مهر و وفا / آزردن

تقابل میان صفاتِ مثبتِ عاشق (وفا) و صفاتِ منفی معشوق (آزار) برای برجسته‌تر کردن مظلومیتِ عاشق.

مبالغه آزردن پیوسته

اغراق در وصفِ رفتار معشوق برای نشان دادنِ عمقِ جفایی که بر عاشق می‌رود.

استفهام انکاری ننگت نبود

پرسشی که پاسخ آن نزدِ مخاطب معلوم است و برای سرزنش کردنِ معشوق به کار رفته است.