دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۰

مولوی
جز بادهٔ لعل لامکان یاد مکن آنرا بنگر از این و آن یاد مکن
گر جان داری از این جهان یاد مکن مستی خواهی ز عاقلان یاد مکن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است به رها کردن تعلقات دنیوی و فرارفتن از حصار تنگ عقل جزئی برای رسیدن به ساحتی قدسی که در آن، جان آدمی با حقیقت مطلق پیوند می‌خورد. شاعر با تکیه بر مفاهیم عرفانی، از مخاطب می‌خواهد که نگاه خود را از کثرت ظواهر دنیا برگیرد و به وحدت اصیل الهی معطوف کند.

در این فضا، بادهٔ لعل نمادی از سرمستی حاصل از معرفت حق است و عاقلان نمادی از کسانی که در بند استدلال‌های خشک مانده و از درک حقایق باطنی بازمانده‌اند. پیام نهایی، فراخوانی به غرق شدن در دریای بی‌کران حقیقت و بریدن از پیوندهای فانی است.

معنای روان

جز بادهٔ لعل لامکان یاد مکن آنرا بنگر از این و آن یاد مکن

به جز شراب سرخ‌فام عالم بالا که نماد معرفت و عشق الهی است، به هیچ‌چیز فکر نکن. تنها به آن حقیقت ازلی و ابدی چشم بدوز و توجه‌ات را از هر چه غیر اوست، یعنی تعلقات مادی، برگردان.

نکته ادبی: واژه لامکان یک اصطلاح عرفانی است که به ساحت قدسی و ماورایی اشاره دارد و در تقابل با مکان‌های مادی و محدود به کار رفته است.

گر جان داری از این جهان یاد مکن مستی خواهی ز عاقلان یاد مکن

اگر به دنبال حیات حقیقی جان خود هستی، دلبستگی به این جهان فانی را رها کن. اگر طالب مستی و شور عارفانه هستی، نباید به دنبال نصیحت خردمندان ظاهربین و عقل‌گرایان خشک باشی، چرا که این مسیر با عقل استدلالی پیموده نمی‌شود.

نکته ادبی: عاقلان در اینجا کنایه از کسانی است که به عقل جزئی و استدلالی اکتفا کرده‌اند و از تجربه‌ی درونی و شهودی عشق بی‌بهره‌اند.

آرایه‌های ادبی

استعاره بادهٔ لعل

اشاره به عشق و فیض الهی که جان عارف را به وجد می‌آورد.

تضاد عاقلان و مستی

تقابل میان عقل حسابگر و شور عاشقانه‌ی عارفانه برای تأکید بر برتری عشق بر عقل.